گوگوش و من وتو

شبکه های ماهواره ای چه اهدافی دارند؟!

 

 

 

آیا تا کنون به ظاهر افرادی که از کنارتان عبور میکنند توجه کرده اید؟

آیا به وضعیت حجاب و پوشش دختران و پسران دقت کرده اید؟

آیا به موارد عادی سازی روابط بین مردان و زنان محیط پیرامون خود برخورده اید؟

آیا تا بحال با دختران پسرنما و پسران دخترنما برخورد داشته اید؟

به نظر شما آیا خانواده ها خوابند و یا خود را به خواب زده اند؟؟؟؟؟

 

در این گزیده به رویكرد برخی از شبكه‏ های ماهواره ای فارسی زبان از جمله: فارسی وان و  من و تو می پردازیم که هر چند کوتاه به امید اینکه شاید مفید فایده باشد و یا هشداری برای بعضی افراد جامعه باشد.

این دو شبکه فارسی زبان که از طریق استعمار پیر یعنی انگلیس ساپورت مالی و معنوی میشوند با توجه به اینکه مدت کوتاهی است شروع به کار کرده اند اما با سیاستی که بصورت هدفمند دنبال می کنند با نشان دادن فیلم‏های سینمایی و سریال و برنامه های سرگرم کننده که بعضاً در قالب علمی و آموزشی است درصدد آن هستند که فرهنگ غرب را حساب شده و به بصورت نامحسوس و آرام آرام به جامعه ایرانی تزریق كنند و این القاء با کمی دقت در محتوای تمام برنامه‏ های این شبكه ها مشاهده می‏شود.

 



البته باید اعتراف کرد که متاسفانه آنها در این کار خود تا حدودی موفق بوده اند و شاهد آن نیز تغییر رفتار و سبك زندگی در میان برخی از زنان و عمدتا جوانان جامعه ایرانی است  و این نشان می‏دهد كه هدف‏‏گزاری مدیران این شبكه ها كدام قشر از جامعه ایرانی را نشانه گرفته است.

از جمله مواردی که در پیاده کردن اهدافشان میتوان به آن اشاره کرد انتخاب پوششهای نامناسب برای مجریان و بازیگران زن است که عمدتا بصورت نیمه عریان جلوی دوربین نمایان می شوند و یا پخش فیلمها و سریالهایی که پوشش زنان و دختران در آنها به گونه ای است که بعضاً با لباسهای زیر به نمایش کشیده می شوند در حالی که موضوعات آن کاملا تهی و بی محتواست و می توان به جد گفت که هیچ نکته آموزنده ای از آن فیلم ها و سریالها عائد انسان نمی شود. آنها سعی کرده اند با چاشنی‏هایی از جمله آشپزی، طنز و یا حتی آموزش رقص به جذب مخاطبانی من جمله «مادران و زنان» جامعه­ی ایران بپردازند که البته این کار از سوی دست اندرکاران این شبکه ها كاملا هدفمند و برنامه ریزی شده است و با هدف تغییر تدریجی پوشش زنان ایرانی و ترویج بی حیایی و بی حجابی و بی بند و باری و ... می باشد.

در واقع هدف عمده‏ ی این برنامه ها عادی‏‏سازی روابط میان مرد و زن است و بازیگران در این برنامه ها عموماً از تعریف مسایل و رفتارهای غیرمتعارف خود ابایی ندارند و بعضاً روابط به گونه ای خودمانی است که انسان از شنیدن سخنان آنان و یا دیدن تصاویر آنها شرم دارد.

در بیشتر برنامه‏ های این شبکه ها ناخودآگاه این نگاه القا می‏شود كه «زندگی می‏تواند لذت بخش‏تر از آنی كه هست باشد» و این نكته‏ی كلیدی و نهفته این برنامه‏ هاست. آنها به گونه ای اهداف و سیاست خود را به بیننده هایشان القا مینمایند که گویی زندگی آرمانی و به دور از هیچگونه دغدغه ای را دارند.

شاید به نوعی تمركز خاص این شبكه بر مسایل تفریحی و سرگرمی، ناخودآگاه و طبیعتاً این چاشنی را به محتوای برنامه‏ ها بدهد، جنبش و سرخوشی كاذب جوانان خارج‏نشین و تلاشی كه برای شاد بودن، راحت بودن و رسیدن به موفقیت از خود نشان می‏دهند، عنصر بسیار تأثیرگذاری در جذابیت و محبوبیت این شبكه برای جوانان است.

نكته­ی قابل تامل این است که این برنامه ها برای آشناسازی بیننده با زندگی ایرانیان خارج نشین، خلقیات آنان و شاید بتوان گفت، ایجاد تصویری از یك زندگی خوب و عادی در میان آنان است كه به شكلی غیرمستقیم، با ذهنیت قبلی بسیاری از ایرانیان مبنی بر زندگی سخت در غربت، به مبارزه بر می‏خیزد و یا حتی با به تصویر کشیدن قسمتی از زندگی آنان به نحوی سعی در ترغیب جوانان به مهاجرت به این کشور را دارند.

در این زمینه میتوان به گزارشاتی اشاره کرد که از دانشگاههای شهرهای مختلف انگلیس تهیه میشود که در آن از دانشجویان ایرانی الاصل که در آن کشور اقامت گزیده اند و در رشته های مختلف در آنجا مشغول به تحصیل هستند که با به تصویر کشیدن آنها بنوعی جوانهای ایرانی را ترغیب و تشویق به مهاجرت به این کشور میکنند.

استفاده از خوانندگان خارج‏نشین یکی دیگر از استراتژی های این شبكه ها است، که بعنوان مثال میتوان به خانم گوگوش اشاره کرد که با هزینه ای هنگفت به شبکه من وتو آمد و تنها با برگزاری یک آکادمی موسیقی پول کلانی را به جیب زد که البته این سیاست شبکه در جهت جذب مخاطب بیشتر بود و در راستای نیل به اهدافشان این هزینه ها برای این شبکه ها بسیار ناچیز است.


در پایان متاسفانه باید گفت با کمی دقت و با چرخشی در کوچه و خیابان و بازارهای شهرهای مختلف همه چیز را خواهید دید و بر شما ثابت خواهد شد، کسی که ماهواره نگاه می کند سعی بر آن دارد تا از این قافله عقب نماند و خود را بصورت آنچه که در شبکه های ماهواره ای دیده است دربیاورد.

نوشته شده در | ساعت 22:25| توسط گوگوش| |

تعطیلی شبکه من وتو!


کمتر از شش ماه از تاسیس من و تو 1و2 نگذشته بود که مخاطبان شبکه به یک نظر سنجی که توسط مدیران شبکه درصفحه اول سایت شبکه من و تو  قرار داده شده بود برخوردند

عنوان این نظر سنجی این بود: گروه بیشماری از بینندگان من و تو خواهان یکی شدن دو شبکه من و تو 1 و من و تو 2 شده اند این نظر سنجی ساختگی دو گزینه بله و نه داشت.

اکثر مخاطبان گزینه بله را انتخاب کردند و بالاترین آمار تایید را گزینه بله داشت.

این امر، نشان از موافق بودن بیننده ها با ادغام این دو شبکه بود.

این نظرسنجی بهانه ای شد برای ادغام شبکه من و تو 1 و 2

مدیران شبکه من و تو اهداف و دلایل خود از ادغام این دو شبکه مسائل زیر دانستند.

نظرسنجی در صفحه اول سایت که سندی بر خواسته های مخاطبین شبکه از مدیران آن بود.

تسهیل و امکان پخش وسیعتر برای استفاده بیننده ها از برنامه های شبکه.

امکان دیدن دو شبکه در ماهواره های دیگر(یوتلست و هاتبرد).

اما در مورد نظر سنجی باید گفت: با این حال که ادغام دو شبکه من وتو 1 و 2 به گفته مدیران شبکه، به درخواست بیننده ها بود ولی اعتراض فراوان مخاطبان نشان از سوری و ساختگی بودن این نظر سنجی بود.

اعتراض مخاطبان به جایی نرسید و موجب سرد شدن آنها از این شبکه و در نتیجه ریزش بیش از پیش مخاطبان شد.

اما بحث تسهیل پخش: باید گفت اگر مدیران و دولتمردان انگلیسی از روز اول به دنبال راحتی خود بودند نمی بایست دو شبکه را تاسیس می کردند زیرا هر عقل سلیمی می داند که تاسیس دو شبکه سختر از یک شبکه است.

اگر آنها قابلیت و توانایی اداره دو شبکه را نداشتند نمی بایستی از اول دو شبکه را تاسیس کرده و مخاطبان را به آن دلخوش می کردند.

مگر اینکه قائل باشیم مانند نظر سنجی ها اهداف دیگری پشت پرده بوده است.

حال این سوال در ذهن ایجاد می شود که چرا دولتمردان انگلیسی من و تو 2 را تاسیس کردند که بعد آن را تعطیل کنند؟

بحث سوم یعنی امکان پخش در دو ماهواره دیگر: مسئولان این شبکه بهانه ادغام دو شبکه من و تو 1 و 2 را این عنوان کردند که به جای اینکه دو شبکه را در یک ماهواره داشته باشید می توانید یک شبکه را در دو ماهواره داشته باشید.

خیلی ساده می توان در جواب آنها گفت چه اشکالی پیش می آید اگر دو شبکه را در دو ماهواره داشته باشیم؟

پس این بهانه هایی که مسئولین این شبکه برای ادغام من و تو 1 و 2 می آورند بهانه ای است که حتی یک بچه سه چهار ساله نیز آن را باور نخواهد کرد.

اما اگر اینها بهانه بود پس هدف چه بود؟

به نظر من بحث چیز دیگری بود.

با کمی مرور و دقت در محتوای برنامه های من و تو 1 می توان ابتذال ،مادی گرایی، گرایش به بی بندو باری،همجنسگرایی، ترویج شیطان پرستی، زندگی انگلیسی یا همان غربی و .... را به وضوح دید که به هر بهانه ای سعی شده در ذهن مخاطبان جای داده شود و با اولین نگاه می شود به این هدف اصلی صاحبان انگلیسی شبکه من و تو پی برد.

 

اما از آنجایی که مسئولان مردم ایران را خوب شناخته اند می دانستند که مردم ایران به دنبال این گونه برنامه ها نخواهند رفت. فرهنگ و تمدن مردم ایران بسیار غنی و با قدمت هزاران ساله است و یک فرهنگی که تمدنش به بیش از 200 سال نمی رسد نمی تواند بر این فرهنگ غنی و قدیمی تاثیر بگذارد.

فرهنگ و تمدن با گوشت و پوست این مردم آغشته شده است.

به همین خاطر مدیران این شبکه انگلیسی برای جذب مخاطب شبکه من وتو 2 را تاسیس کردند. شبکه ای که دارای برنامه های مستند و علمی بود و مدیران انگلیسی این شبکه می دانستند با این محتوی، می شود طرفدار و مخاطبان بسیاری را در ایران جذب کرد.

همین شد و افراد زیادی طرفدار این شبکه (من وتو 2) شدند.

بعد از جذب مخاطب، زمان ادغام رسید. بهانه ادغام نیز که یک نظرسنجی کافی بود تا ظاهر قضیه حل شود.

هدف از ادغام هم که کاملا مشخص بود. وقتی ادغام صورت می گرفت. مخاطبان من و تو 2 مجبور می شدند برای دیدن برنامه های خود مجبور شدند من وتو 1 را ببینند و البته دیدن همان و امکان تاثیر گرفتن نیز همان بود.

دلیل حرف من هم همان اتفاقی است که به تازگی در انگلیس افتاد.

مسئولان انگلیسی به تازگی قانونی در انگلیس تصویب کردند که گذاشتن پاکت سیگار در محل پیشخوان مغازه ها ممنوع شد زیرا دیدن سیگار موجب تحریک برخی مشتری ها شده موجب خریدن سیگار و سیگاری شدن آنها می شد.

پس دیدن اینقدر تاثیر دارد. آنها به همین دلیل و هدف بیننده های من وتو 2 را مجبور به دیدن من و تو 1 کردن تا شاید برخی از آنها برنامه های من وتو 1 را ببینند و تاثیر بپذیرند.

اما بعد از ادغام مخاطبان متوجه شدند که اکثر برنامه های این شبکه، غیر مستند است. از همان لحظه ریزش مخاطب این شبکه شروع شد. تا جایی که مدیران انگلیسی این شبکه احساس خطر کردند و برای جلوگیری از ریزش مخاطب و تعطیلی من و تو 1 مجبور شدند مستندهای من و تو 2 را جایگزین برنامه های سرگرمی و مبتذل نمایند.

در حال حاضر شما شاهد پخش من و تو 2 در قالب من و تو 1 هستیم.

این یعنی تعطیلی و به کما رفتن من وتو 1

موفق باشید.

منتظر حظور سبزتون هستم.

نوشته شده در | ساعت 18:31| توسط گوگوش| |

شبکه انگلیسی من و توی 1 و 2 در تاریخ 6 آبان 1389 تاسیس و وارد خانه های ایرانیان عزیز شد

ابتدا همه فکر می کردند مدیریت این شبکه را گوگوش (فائقه آتشین) بر عهده دارد. اما بعدها مشخص شد استفاده از نام وی فقط در حد تبلیغات و جذب مخاطب بوده نه چیز دیگری و مدیریت این شبکه انگلیسی را کیوان و مرجان عباسی بر عهده دارند.

گوگوش در کنار فرح پهلوی

کیوان عباسی فرزند فریبرز عباسی است که مدتی در آمریکا ساکن بودند و از طرفداران سلطنت محمد رضا پهلوی هستند.

کیوان عباسی مدتی مدیریت شبکه سیاسی فارسی زبان آزادی را بر عهده داشت که افرادی مانند رضا فاضلی و بهروز سور اسرافیل نیز در آن حضور داشتند.

بهروز سور اسرافیل 

رضا فاضلی و بهروز سور اسرافیل بعدها به دلیل اختلافاتی که بین کیوان عباسی و آنها به وجود آمد از این شبکه جدا شدند. شبکه آزادی بعد ازمدتی به دلیل ضعف محتوی و پایین بودن کیفیت وعدم جذب مخاطب تعطیل شد.

بعد از مدتی کیوان، کار خود را در فضای اینترنت شروع و شبکه ببین تی وی را راه اندازی کرد.

این شبکه که فقط از طریق اینترنت قابل رویت بود با همکاری رها اعتمادی (بنی اعتماد)، تیام بصیر و تعدادی چند از دوستان آنها تا مدتی ادامه داشت وتوانست مخاطب خاص خود را جذب کند. اما به دلایل مختلف این کار نیز به سرانجام نرسید و بعد از مدتی ببین تی وی نیز تعطیل شد.

کیوان عباسی که در دو تجربه قبلی شکست خورده بود بعد از مهاجرت به انگلیس این بار تلاش کرد تا با متقاعد ساختن مسئولان و دولتمردان انگلیس، شانس خود را در شبکه دیگری امتحان کند.

او در جلسه ای که برخی از صاحبان رسانه و مسئولان انگلیسی برای بررسی عملکرد سالانه بی بی سی فارسی تدارک دیده بودند حاضر شده و نقدی را که بر شبکه بی بی سی فارسی نوشته بود ارائه داد.

خلاصه نقد وی این بود: شبکه بی بی سی فارسی شبکه دوران بحران است. شبکه ای که مخاطبان آن در زمان وضعیت سفید و حالت عادی به حداقل می رسد. این مطلوب ما نیست اگر حمایت هایی که از شبکه بی بی سی فارسی می شود از من و دوستانم بشود شبکه ای راه اندازی خواهیم کرد که در زمان عادی با پخش برنامه های فرهنگی و جذاب جوانان و مخاطبان خود را جذب کند تا در زمان بحران و آشوب و به قولی وضعیت قرمز بتواند اثر گذاری خود را داشته باشد. برنامه های ضد فرهنگی  برای جذب در روزهای عادی و برنامه های سیاسی برای تخریب در زمان بحران و آشوب. این نقد به مذاق حاضرین در جلسه خوش آمد و کیوان عباسی توانست اجازه تاسیس شبکه من و تو 1 و 2 را در همان جلسه بگیرد. شبکه من و تو 1و 2 تاسیس شد.

شبکه ای که از حمایت کامل دولت انگلیس و گروه های سیاسی جدا شده از توده مردم ایران برخوردار شد. استفاده از کارمندان و تیم فنی و حتی آرشیو بی بی سی، حمایت های مالی و امنیتی تمام و کمال دولت انگلیس شبکه را یک شبکه خاص کرد. بودجه ای که برای این شبکه در نظر گرفته شد، به اندازه ای بود که فقط در برنامه آکادمی موسیقی میلیون ها دلار هزینه شد. ازجمله:

1- پرداخت 500 هزار دلار در هر بار به خواننده لس آنجلسی به نام گوگوش برای راه اندازی آکادمی موسیقی

2-پرداخت 300 هزار دلار در هر بار به هومن خلعتبری همکار گوگوش و شوهر کنونی وی در آکادمی موسیقی

3-پرداخت 250 هزار دلاری در هر بار به بابک سعیدی همکار خانم گوگوش در آکادمی موسیقی

4-پرداخت 100 هزار دلار در هر بار به رها اعتمادی (بنی اعتماد) برای برعهده گرفتن اجرای برنامه های آکادمی موسیقی

5-پرداخت 10 هزار دلار برای برنامه پشت صحنه آکادمی که توسط سالومه سیدنیا اجرا شد

6- و....

هزینه های فنی و دکور و اسکان شرکت کنندگان، در طول مدتی که برای شرکت در آکادمی آنجا بودند و .... را هم به این لیست اضافه کنید. این فقط هزینه یک برنامه است که در طول سال یک بار تهیه و پخش می شود. (تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل)

بگذریم

خلاصه قرار بود من وتوی انگلیسی که شعبه فرهنگی بی بی سی فارسی است با قوت، کار خود را شروع کرده و خیلی سریع نیز گسترش پیدا کند. برای توسعه، شبکه های من وتو 3 و 4 و 5 نیز در نظر گرفته شده بود که قرار بود بعدها به من و تو 1 و 2 اضافه شود. و همین طور تعداد من و توها گسترش یابد. این کار موجب می شد تا به مرور زمان شبکه های فرهنگی لس آنجلسی از جدول شبکه ها حذف و یا به حاشیه کشیده شده و مرجع شبکه ها از آمریکا (لس آنجلس) به انگلیس (لندن) کشیده شود. در همین راستا به برخی از مجریان لس آنجلسی نیز پشنهاد کار شد. از صدای آمریکا (voa)، بیژن فرهودی و مهدی فلاحتی.

از شبکه پارس، مهرداد پارسا، حسین فرجی و مسعود صدر. ازشبکه پن، نسرین احمدیان و همین طور از سایر شبکه های فرهنگی و سیاسی فارسی زبان. همه چیز به ظاهر درست و صحیح در نظر گرفته شد. حتی برای ابتدای کار و برای اینکه اشکالی به کار وارد نشود، برای اجرای برنامه ها، افرادی گزینش و انتخاب شدند که نزد مردم ایران شناخته شده نبودند. و از افراد شناخته شده برای دوبله، تربیت مجری و ... استفاده شد. با این کار جلوی موضع گیری های احتمالی علیه شبکه و کارکنانش گرفته می شد. هیچ یک از مجریان در فضای اینترنت و شبکه های ماهواره ای دارای سابقه نبودند به همین دلیل کوچکترین موضعی علیه آنها گرفته نشد. ازمیان خواننده ها، گوگوش انتخاب شد زیرا کمترین حاشیه سیاسی در پرونده وی علیه جمهوری اسلامی نسبت به سایرین وجود داشت و حساسیت زا نبود. در ضمن معروفیت او در میان فارسی زبانان میتوانست وسیله ای برای تبلیغات و جذب مخاطب باشد. و همه دیدند که در ابتدا وانمود شد که شبکه متعلق به گوگوش است در حالی که اینگونه نبود. اما پروژه ها و اهداف، آنگونه که می خواستند پیش نرفت. بعد از تاسیس شبکه، مشکلات یکی پس از دیگری به وجود آمد و ادامه پیدا کرد تا.... از آن جایی که برخی از این مشکلات رسانه ای شده و همگان از آن خبردار شدند، به برخی از آنها به صورت خلاصه اشاره ای خواهم کرد تا آن دسته از عزیزانی نیز که تازه با این شبکه آشنا شده اند و یا از این ماجراها اطلاع نداشته اند آگاه شوند. مشکلات از قرار زیر بود:

1- انتخاب شبکه من و تو 2 به جای من وتوی 1توسط مخاطبین و به انزوا کشیده شدن من و تو 1:

اشتباه اول مدیران این شبکه ها این بود که فکر می کردند مردم ایران تشنه فرهنگ برهنگی هستند و با دیدن چند صحنه مبتذل و جنسی آب از لب و لوچه شان آویزان شده و به این شبکه روی می آورند. اما از آن جایی که مردم ایران دارای فرهنگ و تمدن بیش از 7 هزار ساله هستند نشان دادند ظرفیت و گنجایش آنها بیش از اینهاست که با دیدن چند صحنه مبتذل، فرهنگ وتمدن خود را بفروشند. مردم ایران بار دیگر به صاحبان انگلیسی این رسانه ها فهماندند پیشرفت را در اعتقادات، آداب و رسوم، فرهنگ وتمدن و علم و تکنولوژی می بینند نه در برهنگی و بی بند و باری. این شد که از همان ابتدا مردم شبکه مستند من و تو 2 را بر شبکه من و تو 1 ترجیح دادند و شبکه  انگلیسی من و تو 1 به انزوا کشیده شد.

2- افشاگری های شبکه های ماهواره ای به اصطلاح لس آنجلسی علیه شبکه انگلیسی من و تو:

شبکه انگلیسی من و تو 1 (با وجود بودجه کلان و حمایت های مالی و ... دولت انگلیس)، غیر از اینکه رقیب بسیار جدی برای شبکه های لس آنجلسی محسوب می شد، از طرفی برنامه هایی که توسط شبکه انگلیسی من و تو تهیه و پخش شد نیز نوعی تهدید برای شبکه های لس آنجلسی محسوب می شد زیرا روند برنامه های شبکه انگلیسی من و تو به گونه ای بود که هر چه این شبکه های لس آنجلسی در طول سالیان سال رشته بودند پنبه می کرد. مدیران و مسئولان شبکه های فرهنگی لس آنجلسی در تمامی مدتی که برنامه اجرا می کردند سعی داشتند خود را عضوی از مردم جلوه داده و حتی در مناسبت های مذهبی نیز برنامه های خود را با آداب و رسوم ملت و مردم ایران هم رنگ می کردند تا این فضا و لو به ظاهر ایجاد شود. که ما پابند به اصل و هویت و ریشه اصلی خود یعنی اسلام و ایران مان هستیم. استراتژی در این شبکه های لس آنجلسی حرکت به صورت نرم بود اما شبکه انگلیسی من و تو همه این رشته ها را به یکباره پنبه کرد و خیلی ساده و صریح صحنه های مبتذلی از قبیل پخش برنامه زنده زنان زیبای دنیا، سواحل کشورهای اروپایی و آموزش رقص و .... را که هیچ شبکه فارسی زبانی (حتی بی بی سی فارسی) تا به آن روز پخش نکرده بود، به تصویر کشید. به همین دلیل مهران عبد شاه مدیر شبکه او آی پی ان اعلام کرد سیاست ها و دیدگاه مدیران شبکه انگلیسی من و تو شبکه فارسی وان یکی است و اهداف آنها نیز مشترک است.

بگذریم

با این کار مرزها شکسته شد و نگاه مردم به این شبکه ها نیز تغییر کرد. (به اصطلاح دم خروسی که سالیان سال شبکه های لس آنجلسی آن را به شکل های مختلف پنهان می کردند توسط شبکه انگلیسی من و تو بیرون زد) کار به جایی رسید مدیران و مجریان این شبکه ها مانند نادر رفیعی مدیر شبکه امید ایران، فرزان دلجو مدیر شبکه لایو و حمید احمدی مدیر شبکه آی سی سی و .... بارها و بارها اعلام کردند برنامه های شبکه انگلیسی من و تو1 با تمدن مردم ایران سازگاری نداشته و در بیشتر مسائل علیه فرهنگ و تمدن مردم ایران است. همه این ها یک طرف اما مسئله مهم و اساسی این بود که شبکه انگلیسی من و تو با بودجه ای که داشت هر کسی را می خواست می خرید. تا اندازه ای که به عنوان مثال حسین فرجی یکی از کارشناسان مسائل سیاسی در شبکه صدای آمریکا (VOA) بود توسط مدیران شبکه انگلیسی من و تو2 برای کار دوبله در این شبکه، خریداری شد. و همین طور افراد دیگر مانند آرمین قبادی پاشا که کارشناس شبکه صدای آمریکا بود ولی در شبکه من و تو به عنوان یک خبر خوان در برنامه اتاق خبر مورد استفاده قرار گرفت.

امیر برادران کارشناس صدای آمریکا که کارشناس برنامه آفساید شد.

جاوید جعفری کارشناس شبکه صدای آمریکا بود که به عنوان مجری در شبکه من و تو به کار گرفته شد.

که البته اسامی سایر افراد در ادامه ذکر خواهد شد. اما شبکه های سیاسی که سالها علیه جمهوری اسلامی کار کرده بودند و سعی داشتند حداقل مردم را به سمتی ببرند تا دست از منابع خبری داخلی برداشته و به آنها بی اعتماد شده و اطلاعات خود را از منابع خارجی بگیرند با روی کار آمدن شبکه انگلیسی من و تو1 به یکباره دیدند در برنامه اتاق خبر این شبکه اکثر و گاهی تمامی خبرها از منابع داخلی است.

عملکرد سیاسی این شبکه از قبیل حمایت از جنبش سبز،

تخریب ایرانیان مقیم اروپا و آمریکا و نقل قول از منابع داخلی به گونه ای بود که شبکه های سیاسی، این شبکه انگلیسی را شبکه جمهوری اسلامی بنامند و با آن به مخالفت بپردازند. این شد که شبکه های فارسی زبان لس آنجلسی فرهنگی و سیاسی با یکدیگر هم صدا شده و علیه این شبکه انگلیسی موضع گرفتند. و در پاره ای از مواقع دست به افشاگری علیه مدیران و مسئولان این شبکه انگلیسی زدند. این موضع گیری و افشاگری ها منجر به ریزش برخی از مخاطبان شبکه انگلیسی من وتو شد.

3-  ریزش مخاطب به دلیل تقلب در آکادمی موسیقی گوگوش:

آکادمی موسیقی در ابتدا با وجود هزینه های زیاد توانست در ابتدای راه مخاطبین زیادی را به خود جذب کند اما هنوز کار به اتمام نرسیده بود که شبهه تقلب در انتخاب نفرات اول آکادمی به جاهای باریک کشیده شد. وقتی رقابت به سطح بالای خود رسید، مخاطبین و هواداران خواننده ها در فضای فیس بوک و اینترنت به صورت خود جوش و یا حتی برنامه ریزی شده شروع به تبلیغ و حمایت از کاندیداهای خود کردند اما نتیجه آن طور که می بایست جلو نرفت. ابتدا که برنامه آکادمی شروع به کار کرد همه فکر می کردند خواننده ها می آیند و یک ترانه را اجرا می کنند و هیئت داوران، یکی از آنها را به عنوان خواننده برتر انتخاب کرده و معرفی می نمایند. اما بر خلاف تفکر مردم، اینگونه نشد. مدیران و مسئولان شبکه انگلیسی من و تو اینگونه نمی اندیشیدند زیرا هر یک از خواننده ها حامیان و طرفداران خود را داشتند و حذف هر کاندیدایی به منزله دلخوری و دل زدگی آن دسته از طرفدارن از هیئت داوران و شبکه انگلیسی من و تو و در نتیجه ریزش مخاطب می شد و این مطلوب مدیران شبکه انگلیسی من و تو نبود به همین دلیل روش انتخاب را به گونه دیگری رقم زدند. آنها یک شماره را برای افراد داخل ایران و یک شماره را نیز برای افراد خارج از ایران در نظر گرفتند تا مخاطبان در یک زمان مشخص به خواننده خود از طریق ارسال اس ام اس رای دهند و بعد از شمارش آرا، خواننده ای که بیشترین رای را آورد به عنوان نفر اول انتخاب می شد با این کار به اصطلاح توپ را در میدان مخاطبین انداخته تا طرفدار و حامی خواننده ها نیز از هیئت داوران و مدیران شبکه دلخور نشود. اما وسط های آکادمی مشخص شد همه این مسائل کاملا سوری بوده و خواننده ها و نفرات اول و ... از همان اول مشخص و انتخاب شده بودند. و مردم و طرفداران در طول این مدت بازیچه ای بیش نبوده اند. زیرا اولا شبکه من و تو فقط در ایران قابل روئیت است و ایرانیانی که در سایر کشورها بودند نمی توانستند برنامه های این شبکه را ببینند پس چگونه می توانستند به خواننده مورد نظر خود آن هم در آن زمان مشخص و محدود رای بدهند؟ پس اعلام شماره برای ایرانیان خارج نشین کاملا سوری بود. دوم اینکه از کجا معلوم خواننده مورد نظر آنها اول نشده باشد و تقلبی در این میان صورت گرفته باشد؟ نحوه شمارش آرا اصلا مشخص نبود. چگونه است که مدیران و مجریان این شبکه در برنامه های مختلف شبکه، انتخابات ایران را که در آن ناظران کاندیداها از صفر تا صد آن یعنی از موقع رای گیری تا شمارش آرا حضور داشتند را قبول نداشته و زیر سئوال می برند و قائل به تقلب هستند. درحالی که خود آنها هیچ گونه شفاف سازی در مورد نحوه رای گیری و شمارش آرا نداشتند؟ این فضای تقلب موقعی بسیار جدی  شد که عده زیادی از مخاطبین نحوه رای گیری در آکادمی را زیر سئوال برده و خودشان در فضای فیس بوک به نظر سنجی در مورد خواننده ها پرداختند. جالب توجه اینکه رایی که به برخی از خواننده ها در فضای فیس بوک داده شد بسیار بیشتر از رایی بود که در آکادمی کسب کرده بود. و نفر اول، دوم و سوم آکادمی در رای گیری که در فیس بوک انجام شد بر خلاف آن چیزی بود که در آکادمی اتفاق افتاد. از طرفی ساخت و پاخت برخی از خواننده ها با هیئت داوران و مجریان و دست اندرکاران آکادمی، شک طرفدارن و مخاطبین را در مورد تقلب به یقین تبدیل کرد. و ازدواج نفر اول دور اول آکادمی (سروش تهرانی) با یکی از مجریان شبکه من و تو (سالومه سیدنیا) از این ساخت و پاخت ها پرده برداشت.

همه این شواهد و قرائن موجب شد مخاطبان در فضای مجازی و .... علیه این برنامه و شبکه دست به اعتراض بزنند. که البته به جایی نرسید. نهایت پاسخگویی شبکه این بود که ایرانیان خارج نشین به دلیل غربت، ارتباط تنگاتنگی با هم دارند و این دلیل نمی شود که مجریان و هیئت داروان با خواننده ها ساخت و پاخت کرده باشند. این پاسخ البته برای مخاطبان قانع کننده نبود و منجر به ریزش شدید آنها شد.

4- منفور شدن شبکه و جدا شدن کادر مجرب از آن:  برخی از عوامل و دست اندرکاران شبکه به دلایل مختلف از شبکه جدا شدند دلایلی مانند: · 

منفور شدن شبکه (آنها می خواستند با حضور در شبکه ای که فکر می کردند مخاطب زیادی خواهد داشت و مبدائی برای آغاز دور جدید شبکه های ماهواره ای خواهد شد، برای خود وجه ای کسب کنند. عملکرد بد این شبکه انگلیسی موجب منفور شدن آن نزد مخاطبان شد و این امر سابقه چندین و چند ساله آنها را زیر سئوال برد. به همین دلیل تعداد زیادی از عوامل ودست اندرکاران این شبکه انگلیسی، عطای این شبکه را به لقایش بخشیدند و از این شبکه جدا شدند. افرادی مانند مهرداد پارسا، حسین فرجی، مسعود صدر، کامران محیط، رضا همایون، فیروزه باغبان، فرشته دانشفر، سمیرا قاسمی و ... ·

اختلاف بین مدیریت شبکه و مجریان (در هر مدیریت و مجموعه ای اختلاف سلیقه و نظر امری طبیعی است. اما اگر نگاهی اجمالی به سابقه مدیریت مدیر شبکه انگلیسی من و تو داشته باشید در می یابید که این اختلافات طبیعی به نظر نمی رسد. شبکه آزادی به علت اختلاف مجریان و دست اندر کاران شبکه با مدیریت آن یعنی کیوان عباسی منجر به تعطیلی شبکه شد. در شبکه انگلیسی من وتو نیز بعد از مدتی، نحوه عملکرد و مدیریت کیوان عباسی باعث جدا شدن برخی از مجریان و دست اندر کاران از این شبکه شد. افرادی مانند آزاده حسینی، مریم تهرانی، سارا باغستانی، آوا صفا، سحر زند، جاوید جعفری، نسرین احمدی و ... به همین دلایل از شبکه جدا شدند. البته نه فقط جدا که برخی از این افراد بعد از جدا شدن از این شبکه انگلیسی به افشاگری، اسرار و مسائل پشت پرده این شبکه انگلیسی را فاش کردند. افشاگری های این افراد همان و ریزش برخی مخاطبان نیز همان. نا گفته نماند در حال حاضر نیز این اختلافات بین سایر مجریان و دست اندرکاران شبکه با کادر نظارت و امنیتی شبکه ادامه دارد. کادر نظارت و امنیت شبکه به دستور کیوان عباسی مدیر شبکه انگلیسی من و تو کلیه رفت و آمدها و حرکات و سکنات مجریان ودست اندرکاران شبکه را زیر نظر دارند.


در تمامی قسمت های داخلی وخارجی شبکه افراد بایستی در دید دوربین باشند.

صفحات مانیتور آنها موقع کار بایستی به اندازه ای باشد که دوربین به وضوح تصاویر و حتی نوشته های آن را ببیند و بخواند.

رجوع به سایت های داخلی ایران غیر از بچه های اتاق خبر برای سایر افراد ممنوع است. هیچ شخصی موقع کار نباید تنها باشد. به این معنی که اگر کسی پشت سیستمی می نشیند و مشغول به کار می شود بایستی حتما در کنارش شخص دیگری باشد. (تنها کار کردن در محیط کار ممنوع(.

آوردن هر گونه سیم کارت و گوشی شخصی در محل کار ممنوع است. و کارمندان موظفند سیم کارت وگوشی خود را در ابتدای ورود به ساختمان شبکه تحویل داده و سیم کارت و گوشی که مدیریت شبکه در اختیار آنها قرار می دهد را تحویل بگیرند. آوردن سیم کارت وگوشی شخصی در محیط کار تخلف بوده و جریمه نقدی و کمیته انظباطی را در پی خواهد داشت. کلیه خطوط تلفنی شخصی و حتی خانوادگی کارکنان شبکه شنود می شود. ورود افراد متفرقه به ساختمان شبکه ممنوع است. پارک کردن وسیله نقلیه از ساعت 7 صبح تا 18 عصر کنار ساختمان شبکه ممنوع است. تنظیمات فنی سیستم های کارمندان به گونه ای است که هر سه ثانیه از صفحه مانیتور عکس گرفته و ذخیره می شود. و.... همه اینها فضایی را ایجاد کرده که کار در این شبکه برای کارکنان نیز بسیار سخت و طاقت فرسا شود. اما چاره ای جز ماندن و کار در این شبکه وجود ندارد مخصوصا برای کسانی که از شبکه های دیگر به این شبکه آمده اند. زیرا شبکه های دیگر حاضر به پذیرش مجدد آنها نیستند. از طرفی کسانی که با این شبکه همکاری کرده باشند نزد ایرانیان مقیم اروپا و آمریکا وجهه خوبی نداشته و از آنها استقبال چندانی نمی شود. فضا بسیار امنیتی؛ کار به صورت شبانه روزی؛ ولی امنیت شغلی صفر.

فضای امنیتی اطراف ساختمان شبکه انگلیسی من و تو

به جز تعداد افراد اندکی که به نوعی وابستگی با مدیریت شبکه دارند بقیه کارمندان قرار دادی و ساعتی هستند. و هر وقت که مدیریت شبکه صلاح بداند آنها را اخراج خواهد کرد. جدا شدن برخی دست اندرکاران و اختلاف موجود بین کادر فعلی شبکه ضربه سهمگین دیگری را بر بدنه شبکه وارد کرد تا اندازه ای که شبکه را به حالت کما برده و منجر به تعطیلی شبکه من و تو 2 شد.

کاهش یکباره کارمندان و دست اندرکاران و اختلاف موجود بین کادر فعلی با مدیریت شبکه موجب شد امکان ساپرت هر دو شبکه وجود نداشته باشد و به همین دلیل مدیران شبکه انگلیسی من و تو تصمیم گرفتند من و تو 2 را حذف کنند. شبکه من و تو 2 اگر چه از آرشیو بی بی سی تامین می شد اما کار دوبله و تدوین و .... آن نیاز به کادر متخصص و مجرب داشت که انصراف وجدا شدن یکباره برخی از دست اندرکاران، موجب تعطیلی این شبکه شد.  و این بزرگترین ضربه ای بود که می توانست بر بدنه شبکه و مدیریت آن وارد شود. به قول مهران عبد شاه بادکنکی که تا نهایت خودش باد شده بود به یکباره بادش خالی شد. برای توجیه این اتفاق و ظاهر سازی در مجامع عمومی اعلام شد که این دو شبکه قرار است با هم ادغام شوند. زیرا جمهوری اسلامی بر روی این شبکه ها پارازیت می اندازد و برای اینکه مخاطبان بتوانند هر دو شبکه را یکجا و بهتر ببینند. شبکه بر روی دو فرکانس دیگر نیز پخش خواهد شد. برای ظاهر سازی نیز یک نظر سنجی سوری در صفحه اول سایت گذاشته شد تا طبق معمول همه تقصیرها به گردن مخاطبان بیفتد.

فرکانس های بعدی چه بود؟ یوتل ست. من در همان ابتدا مطلبی با عنوان جمع بستن به سبک انگلیسی منتشر کردم و پرده از این اتفاق برداشتم. اول اینکه این پارازیت بعد از گذشت یک سال به وجود نیامده بلکه از همان ابتدای تاسیس شبکه وجود داشت. پس چرا از همان ابتدا شبکه من و تو را به یک و دو تقسیم کردید؟ آیا غیر از این بود که پارازیت برای هر دو شبکه وجود داشت (هم من و تو1 و هم من و تو 2) پس چرا من و تو 2 حذف شد؟ اگر قرار است یکی شوند چرا نام شبکه من و تو نشد؟ چرا من و تو 1؟ چرا من و توی 2 نه؟ مگر این دو شبکه ادغام نشدند چرا باز من و تو1 باقی ماند؟ آیا به این دلیل نبود که وقتی مشکلات برطرف شد دوباره من و تو 2 راه اندازی شود و ....؟ اگر به دلیل مشکل پارازیتی و به قول مدیریت شبکه برای بهتر دیده شدن شبکه، بر روی فرکانس دیگری رفتند چرا فرکانسی را انتخاب کردند که تقریبا همه شبکه های سیاسی در آن فرکانس بودند؟ همه می دانند پارازیت بر روی شبکه های سیاسی بیشتر از سایر شبکه هاست؟ آیا از پارازیت فرار کردن و به معدن پارازیت پناه بردن پاسخ عاقلانه ای به مخاطبان است؟ در آن زمان دم خروس آنها را با همین مختصر افشا شد.

بعد از تعطیلی شبکه انگلیسی من و تو 2 حجم اعتراضات شروع شد و افراد زیادی در سایت و فضای فیس بوک، تماس پیامگیر و .... به شبکه هجوم آوردند و اعتراض خود را مبنی بر حذف این شبکه اعلام کردند.

درخواست آنها واضح و روشن بود. به جای من و تو2، من وتو1 حذف شود. اما بر خلاف نظر اکثر مخاطبان، شبکه من و تو 2 حذف شد و اعتراض مخاطبین نیز مثل سابق به جایی نرسید. معترضین کوچکترین اهمیتی به نظر سنجی سایت ندادند زیرا آن را مانند سایرنظر سنجی ها و رای گیری های شبکه سوری و بازیچه می دانستند. به همین دلیل اعتراض مخاطبین همین طور ادامه پیدا کرد تا جایی که به مدت 1 ماه کلیه راه های ارتباطی شبکه با مخاطب بسته شد. فقط در راستای عادی سازی و آرام کردن فضا اعلام شد مخاطبین می توانند صحبت ها و مطالب خود را از طریق سایت و پیامگیر با شبکه در میان بگذارند. همه می دانستند پیامگیر و کامنت در سایت همه می دانند کاملا مدیریت می شود و مدیریت انگلیسی شبکه هر نظر و کامنتی که دوست داشته باشند علنی و پخش خواهند کرد. (یعنی مخالفان حق اعتراض ندارند) صدای مخاطبین معترض هیچ گاه به گوش مردم نرسید. در همان زمان مطلبی تحت عنوان فرار شبکه های ماهواره ای از مخاطبین نوشتم که پنبه این سناریو را نیز غیر مستقیم رشته کرد. در کنار بیم جدا شدن سایر مجریان و دست اندرکاران، مشکل دیگری به وجود آمد و آن افشای هویت واقعی برخی مجریان و دست اندرکاران شبکه و اهداف شوم مدیریت این شبکه انگلیسی توسط وب سایت امواج سیاه بود که در مدت کم توانست مخاطب زیادی را به خود جذب نماید. افشای این اطلاعات فضای اعتراضی جدیدی را برای مخاطبان، علیه این شبکه باز و البته موجب ریزش مخاطب این شبکه انگلیسی شد. به همین دلیل مدیریت بحران توسط مدیریت شبکه انگلیسی من و تو و برخی از دست اندر کاران تشکیل شد تا فکری به حال مشکلات به وجود آمده بشود و آبروی رفته را بازگردانند. حاضرین درجلسه: کیوان و مرجان عباسی، حسن اعتمادی (بنی اعتماد)، رها اعتمادی(بنی اعتماد)، پانته آ مدیری، سالومه سیدنیا، امیر علی محمدیان و امید خلیلی تجریشی موضوع جلسه: عبور از بحران موجود و واکسینه کردن شبکه از بحران هایی که در آینده ممکن است برای شبکه و عوامل و دست اندرکاران آن به وجود بیاید. واکسینه کردن مخاطب، حاصل 5 جلسه مدیریت بحران شبکه انگلیسی من و تو بود. به این معنی که بایستی مخاطبان در مورد هرگونه خبر و اطلاعات منفی در مورد شبکه و عوامل آن واکسینه شوند. بایستی فضا به گونه ای طراحی شود که مخاطبان به شبکه اطمینان حاصل کرده و هر گونه خبر منفی علیه شبکه را با دید شک و تردید نگاه کنند. با این کار اطلاعاتی که توسط افراد جدا شده از شبکه منتشر می شود نیز کاری از پیش نخواهد برد. اما اینکه این اعتماد سازی و واکسینه کردن مخاطبین باید چگونه ایجاد شود، نیاز به جلسات متعدد دیگری بود که مدیریت آن به پانته آ مدیری و امید خلیلی تجریشی سپرده شد. بعد از جلسات مختلف و متعدد بنا شد توسط یکی از مجریان مهم و شناخته شده شبکه در فضای اینترنت یک سری اطلاعات فاش شده و یک فضای منفی ساختگی علیه شبکه ایجاد شود. بعد از اینکه گستره مخاطب اطلاعات فاش شده زیاد شد و فضا رسانه ای شد، همه مطالب بازگو و یا به اصطلاح فاش شده در چند برنامه مختلف زیر سئوال رفته و شبکه به طور کلی منکر همه آن مسائل شود. در مرحله اول نیز بایستی تازه ترین موجی که روی کار آمده خنثی شود بعد بقیه مشکلات بررسی شود. اهداف ابتدایی این خود زنی به شرح زیر است:

1-یک سری اطلاعات پیش پا افتاده و سوخته فاش شود تا خواننده به آنها مشغول گردد.

2-ذهن مخاطب به مسائل فاش شده محدود شده تا مخاطب از سایر مسائل و افشاگری های مانند گروه جوانان بدون مرز و همکاری مجریان و دست اندرکاران شبکه با گروه های منحرف و مخالف ایران، حذف من و تو 2، که در وب امواج سیاه و امثال آن منتشر شده بود غافل شود

3- شبکه در یک اقدام به اصطلاح منفعلانه اطلاعات پیش پا افتاده و سوخته ای که توسط خودشان فاش شده را زیر سئوال می برد.

4- وانمود می شود که همه شبهه ها و مسائلی که ممکن است علیه شبکه مطرح شود همین بوده و شبکه نیز به همه آنها پرداخته و به همه آنها پاسخ داده شده است. در نتیجه این نکته القا می شد که شبکه هیچگونه سئوالی را برای مخاطب بدون پاسخ باقی نگذاشته است

5- کسانی که از شبکه جدا شده و قصد فاش کردن اطلاعات محرمانه شبکه را داشتند به نوعی از افشای اطلاعات نا امید شدند زیرا کافی بود بعد از افشاگری های آنها در یکی از برنامه های شبکه انگ دروغگو، اطلاعاتی، شایعه ساز، مزدور و ... را به آنها بچسبانند.

6- صدای هر گونه اعتراض مخاطبین و مخالفان و حتی سایر شبکه های ماهواره ای نیز بعد از این به جایی نخواهد رسید زیرا آن را توطئه و سناریو دشمن علیه شبکه معرفی می کردند.

7-  شبکه از فضای پاسخگویی فرار کرده و وارد فضای مظلوم نمایی شود

8- رسانه های داخلی ایران زیر سئوال برده شود و در کنار آن برای شبکه انگلیسی من و تو فضای جلب اعتماد ایجاد کنند. ابزار پیشبرد سناریو: وبلاگ شخصی یکی از مهمترین و مطرح ترین مجری شبکه حال این مجری که قرار است وبلاگ با نام او بارگذاری شود چه کسی باید باشد؟ پاسخ واضح و مشخص بود. به دلیل افشای چهره واقعی رها اعتمادی (بنی اعتماد) و خانواده و وابستگان آن و همچنین گروه جوانان بدون مرز، نقاب زیبا و چهره مظلوم شبکه از بین رفته بود. برای اینکه رها اعتمادی (بنی اعتماد) بار دیگر احیا شده و از حاشیه خارج شود و از طرفی مدیران و مسئولان شبکه نفسی بکشند، رها اعتمادی (بنی اعتماد) انتخاب شد.

با انتخاب رها به صورت غیر مستقیم می شد به اهداف زیر رسید:

اثبات ضمنی و غیرمستقیم اسم رها اعتمادی به عنوان هویت اصلی یک شخص. این در حالی است که قبلا هویت اصلی رها اعتمادی (رها بنی اعتماد) و وابستگی او و خانواده اش به دربار پهلوی، قبلا فاش شده بود.

انحراف مخاطبین از گروه جوانان بدون مرز به مسائل پیش پا افتاده و سوخته مانند شرایط استخدام و همجنس بازی و نحوه پوشش زنان و بهائی بودن اکثر دست اندرکاران شبکه که البته برای همه واضح و آشکار و البته عادی بود

محدود کردن اهداف گروه جوانان بدون مرز به اموری که کاملا پیش پا افتاده است مانند اعتقاد به بهائیت و ...

در صورت بازتاب در رسانه های داخلی، انکار و در نهایت تخریب رسانه های داخلی

تخریب مخالفین و افشا کنندگان واقعی به عنوان یک مشت شایعه ساز و دروغ پرداز و به قول خود رها خیال پرداز.

مظلوم نمایی نزد مخاطبین شبکه و جلب اعتماد آنها

نا امید کردن مخالفین شبکه (اعم از افشا کننده و یا جستجوگر) در مبارزه علیه این شبکه انگلیسی(هر چه بود همین بود و مطلب دیگری برای افشا وجود ندارد).

ساختن سدی برای سردرگم کردن مخاطبین که واقعیت را از دروغ و سناریو سازی تشخیص ندهند. (دقیقا جریان داستان چوپان دروغگو که وقتی مخاطب ببیند خبرهایی که قبلا به عنوان حقیقت شنیده، دروغ از آب در آمده پس خبرهای بعدی اگر چه واقعیت داشته باشد را نیز مانند سابق دروغ می پندارد و به آنها اعتنا نمی کند)

نتیجه نهایی: انحراف اذهان مخاطب و واکسینه شدن شبکه   سناریو اینگونه آغاز شد: در ابتدا رها اعتمادی در وبلاگ شخصی الزاما در بلاگفا که مخاطبان بسیاری در داخل ایران داشت، وب شخصی راه اندازی کرد و یک سری از اطلاعات و مسائل داخلی شبکه که البته به اصطلاح اخبار سوخته بود را فاش کرد. مراحل بعد، توسعه دادن به وب، جذب مخاطب و در نهایت رسانه ای شدن وبلاگ بود. مرحله نهایی این بود که بعد از مطرح شدن وب در رسانه های داخلی، وب مورد نظر توسط شبکه انکار و سناریوی واکسینه کردن مخاطب و همچنین مظلوم نمایی شبکه اجرا شود.

برای این کار لازم بود رها اعتمادی مدتی جلوی دوربین نیاید تا بحث اختلاف رها اعتمادی (بنی اعتماد) با مدیریت شبکه قریب به ذهن باشد. در همین راستا اجرای برنامه جواب به امید خلیلی تجریشی سپرده شد. رها نیز به بهانه تهیه برنامه از شبکه جدا شده و بعد از چند هفته اقدام به بارگذاری وبلاگ شخصی رها اعتمادی کرد. در این وبلاگ یک سری اطلاعات سوخته شبکه را اعم از ارتباط با فرح پهلوی، ازدواج سالومه و سروش تهرانی، بهایی بودن اکثر مجریان و دست اندر کاران این شبکه و معرفی اجمالی برخی دست اندرکارن و برنامه های آنها بارگذاری شد تا مخاطبان به آن اطمینان حاصل کرده وجذب آن شوند. از بیننده ها خواسته شد تا مطالب، فیلم، عکس و هر مطالبی را که دوست دارند در برنامه های مختلف به نمایش گذاشته شود به ایمیل رها ارسال کنند و جهت اطمینان مخاطبان برخی از مطالب ارسالی، در برنامه سالی تالک و دکتر کپی به نمایش گذاشته شد. بعد از بارگذاری وبلاگ به صورت نا مفهوم وغیر مستقیم در چند برنامه جواب توسط امیدخلیلی تجریشی و دیگر مجریان اعلام شد که برخی اطلاعاتی که در وبلاگ ها و فضای اینترنت منتشر شده غلط است و ما آن را تایید نمی کنیم. البته هیچ گونه اشاره ای به وبلاگ رها اعتمادی و یا وبلاگ های دیگر نشد. فضا بسیار سربسته عنوان شد تا بعدها امکان مراجعه به آن باشد و بتوانند اعلام کنند که ما قبلا مطالب مطرح شده را منکر شدیم. بعد از گذشت یک سال و اندی و بعد از اینکه فضا کاملا مهیا شد و تعداد آمار بازدید وبلاگ به بیش از 1500 نفر در روز رسید، سناریوی اصلی بارگذاری شد و آن شرایط استخدام در شبکه من و تو و بحث بهایی بودن دست اندرکاران و گرایش به همجنس گرایی و.... بعد از بارگذاری این مطالب در وبلاگ شخصی رها و منتشر شدن آن، رسانه های ایران این وبلاگ را که البته از قبل نیز با آن آشنا بودند و همه قرائن و شواهد حاکی از حقیقی بودن این وبلاگ بود را رسانه ای کرده و به آن پرداختند. بعد از رسانه ای شدن وب شخصی رها اعتمادی (بنی اعتماد) سناریو وارد فاز جدید و البته نهایی شد. رسانه ای شدن وب رها اعتمادی (بنی اعتماد) موجب شد تا مخاطبین به صورت سیل آسا به سایت شبکه رجوع کرده و در کامنت های مختلف جریان را با عوامل شبکه در کار بگذارند. شبکه نیز همان طور که قبلا برنامه ریزی کرده بودند  به اصطلاح برای روشنگری در برنامه های مختلف اقدام به پاسخگویی به مخاطبان در مورد مسئله به وجود آمده کردند و اعلام داشتند کلیه مطالبی که در مورد دست اندرکاران و مجریان شبکه در وبلاگ ها منتشر شده غلط و دروغ محض است. سناریوی انکار، از ندا جناب در برنامه جواب شروع شد. او البته خیلی مصنوعی و ساختگی، در آخر برنامه جواب به صورت اتفاقی و هماهنگ نشده آمده و اعلام کرد هر چه وبلاگ و فیس بوک به نام او وجود دارد اشتباه و ساختگی است. بعد از آن مرجان و آمنه دو مجری زن این شبکه در برنامه من و تو پلاس، رسانه ای شند شرایط استخدام را خنده دار توصیف کردند اما اشاره ای به وب شخصی رها اعتمادی نشد. فردای آن روز همین بحث بار دیگر در برنامه من و تو پلاس ولی این بار به صورت کاملا جدی مطرح شد و در نهایت نیز رها اعتمادی در یک برنامه با عنوان جواب جلوی دوربین آمده و در مورد وبلاگ مورد نظر صحبت کرد و گفت: کلیه مطالب دروغ بوده و من هیچ گونه از مطالب این وب را قبول ندارم. و از اساس من اصلا وبلاگی نداشته ام. حتی کار به جایی رسید که مجری برنامه جواب (امید خلیلی تجریشی) برای تخریب رسانه های داخلی ایران اعلام کرد این وب توسط ماموران جمهوری اسلامی ساخته و بارگذاری شده و بعد از آن رسانه ای شده تا شبکه انگلیسی من و تو را زیر سئوال ببرد. مدیران و مجریان این سناریوی شوم فکر می کردند به راحتی سناریو از یک وبلاگ شروع و سپس به خبرگزاری ها و رسانه ها کشیده و در انتها با حضور رها اعتمادی (بنی اعتماد) در برنامه جواب تومار این سناریو به هم پیچیده خواهد شد غافل از اینکه حقیقت هیچ گاه پشت ابر نخواهد ماند. از آن جایی که دشمنان مردم ایران همیشه احمق بوده اند سناریوی ساخته و پرداخته مدیران شبکه انگلیسی من و تو باز هم به نتیجه نرسید و تیرهای پرتاب شده به سنگ خورد. زیرا: اولا: این سناریو به جای اینکه در وب سایت رسمی من و توی انگلیسی یا فیس بوک شخصی رها (بنی اعتماد) اتفاق بیفتد، بسیار ساده و به قولی تابلو در وبلاگ آن هم در بلاگفا که بیشترین کاربر را در ایران دارد اتفاق افتاد. یعنی دقیقا در جایی که بعدها بشود خیلی ساده آن را حک، تعطیل و یا از بین برد و دیدید که بعد از اجرای سناریو، وبلاگ مورد نظر به طور کامل جمع شد و به زباله دان تاریخ پیوست. بدون اینکه کسی بگوید کی اومد؟ کی رفت؟ چی گفت؟ چی شد؟ دوم: مطالبی که در وبلاگ مورد نظر بارگذاری شده بود امری عادی در شبکه محسوب می شد و نهایتا یک شخص به اصطلاح آنها خراب می شد و آن رها بود. (یکی برای همه، همه برای یکی). البته نا گفته نماند که در ابتدا خراب می شد و بعد از مدتی قوی تر از پیش احیا می شد. خلاصه اینکه همه مسائل مطرح شده در وبلاگ شخصی رها، خلاصه مطالبی بود که در وب سایت شبکه مطرح شده و امری کاملا عادی بود. به عنوان نمونه پوشش زنان درشبکه از همان ابتدا در اختیار مدیریت بود و کسی نمی توانست با پوشش اسلامی در این شبکه حاضر شود. یا مثلا مخالفت با جمهوری اسلامی که از بدیهیات بود زیرا مگر می شود پول انگلیس انگلیس را گرفت و به نفع جمهوری اسلامی حرف زد؟ و همین طور همجنس بازی یا روابط آزاد و .... سوم: رسانه های ایران در کنار خبر شرایط استخدامی را که وب شخصی رها آن را مطرح کرده بود به سراغ زندگی نامه این شخص در امواج سیاه آمده و هویت اصلی این شخص و در پی آن به سابقه خانوادگی وی و وابستگی آنها به دربار پهلوی و همچنان عضویت رها اعتمادی (بنی اعتماد) در گروه جوانان بدون مرز را افشا و رسانه ای کردند. این اتفاق موجب نگرانی و عصبانیت شدید مدیران و دست اندرکاران این شبکه علی الخصوص رها اعتمادی شد به همین دلیل در برنامه ای که در رد وب شخصی خود تهیه کرده بود بسیار دست پاچه شده و حرکت های نامتعارف انجام داد. به هر حال بهترین و تنها ترین راهی که مدیران شبکه در مورد این جریان انجام دادند این بود که این جریان را مسکوت بگذارند به همین دلیل رها اعتمادی (بنی اعتماد) در برنامه جواب نیز هیچ گونه اشاره ای به هویت اصلی این گروه نکرد. چهارم و آخر: مخاطبان به دلایل مختلف اعتماد خود را نسبت به مدیران و دست اندرکاران این شبکه انگلیسی از دست داده و این سناریو هم کاری از پیش نبرد بلکه شبهه دیگری در ذهن مخاطب ایجاد کرد. شبکه برخلاف آنچه تصور می کرد نتوانست سناریویی را که خود ساخته و پرداخته بود را زیر سئوال ببرد. از طرفی ترجیح داد درباره گروه جوانان بدون مرز سکوت را اختیار کند. بحثی که سئوال بسیاری از مخاطبان شبکه بود و رها اعتمادی (بنی اعتماد) به طور کلی از آن فرار کرد. نهایت ثمر این سناریوی انگلیسی و آبکی جز خودزنی و به خفت افتادن شبکه انگلیسی من و تو و مدیران آن چیزی نداشت. به قول ما ایرانی ها عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد. اما در نهایت برخی از سئوال های مخاطبان که هنوز هم توسط مدیران این شبکه انگلیسی بدون جواب مانده را مطرح می کنم:

1- چرا یک سال طول کشید تا شبکه من و تو و شخص رها اعتمادی (بنی اعتماد) علیه  وب شخصی که ادعا می کنند ساختگی است موضع بگیرد؟

2- چرا رها اعتمادی (بنی اعتماد) بعد از یک سال به اصطلاح اسم و فامیلی کامل خود را که رها اعتمادی آل آقا است بازگو می کند؟

3- چرا در آکادمی گوگوش تقلب شد و از دوستان عوامل شبکه رای آوردند؟

4- چرا من و تو 2 حذف شد؟چرا من و تو 1 حذف نشد؟

5- چرا وقتی برای حذف یکی از دو شبکه در سایت نظر سنجی گذاشتند و اکثریت مردم در کامنت ها به نتیجه نظرسنجی اعتراض کردند کسی پاسخگو نبود و با این وجود من و تو 2 حذف شد؟

6- چرا همیشه هرچه نظر سنجی در سایت انجام شده دقیقا بر خلاف نظر سنجی عمل شده است؟

7- چرا اگر کسانی که از شبکه انگلیسی من و تو جدا می شوند در صورت افشاگری منزوی می شوند افرادی مانند آزاده حسینی و ....؟

8- چرا مدیریت شبکه انگلیسی من و تو با مدیریت شبکه فارسی وان با هم جلسات مشترک برگذار کرده و اهداف خود را یکسان سازی می کنند؟

9- چرا دوبلرهای شبکه انگلیسی من و تو با دوبلرهای شبکه فارسی وان یکی هستند و با هم همکاری دارند؟

10- چرا شبکه انگلیسی من و تو آگهی بازرگانی ندارد؟

11- چرا به هیچ یک از ایمیل های ارسالی توسط مخالفین پاسخ داده نمی شود؟

12- چرا مجریانی که در شبکه انگلیسی من و تو کار می کنند حق کار در شبکه دیگری را ندارند؟

13- چرا از زمانی که گوگوش با شبکه انگلیسی من و تو همکاری می کند سایر خواننده ها توسط این شبکه در برنامه سالی تالک مورد تمسخر و استهزاء قرار می گیرند؟

14- چرا سایت شبکه انگلیسی من و تو بارها وبارها از جنگ آمریکا علیه ایران حمایت کرده است؟

15- چرا شبکه انگلیسی من و تو اسرائیل را به عنوان یک کشور آزاد و فلسطینیان را ستیزه جو و جنگ طلب معرفی می کند؟

16- چرا مدیران و دست اندرکاران شبکه انگلیسی من و تو، هویت اصلی خود که بهایی و یهودیت است را پنهان می کنند؟

17- چرا ناصر اعتمادی (بنی اعتماد) که از اعضای ثابت سازمان امنیت انگلیس است به عنوان یک مجری و گزارشگر در شبکه انگلیسی من وتو مشغول به کار است؟

18- ارتباط تنگاتنگ سردبیر، تدوینگر و مسئول برنامه دکتر کپی با مدیریت شبکه سیمای آزادی که متعلق به سازمان مجاهدین خلق است برای چیست؟

19- علت رفت و آمدهای جدا شدگان از جمهوری اسلامی مانند عبدالکریم سروش، مهاجرانی و اکبر گنجی ها به این شبکه انگلیسی برای چیست؟

20- چرا شبکه انگلیسی من و تو بارها و بارها از جنبش سبز حمایت کرده است؟

21- چرا مدیران و مسئولان شبکه انگلیسی من و تو قالب برنامه بفرمایید شام را از شرکت تهیه کننده و اجرا کننده اش که یک شرکت یهودی است خریداری می کند اما قالب برنامه پارازیت صدای آمریکا و برنامه دیگر شبکه ها را بدون اجازه برداشته و شبیه سازی می کند بدون اینکه کوچکترین هزینه ای به آنها بپردازد و یا حتی با آنها هماهنگ کند؟

22- چرا برای استفاده از قالب برنامه نمای نزدیک از شبکه جم اجازه گرفته نشد؟ چرا شبکه من و تو به راحتی تمام قانون کپی پیست را زیر پا می گذارد؟

23- رابطه حسن اعتمادی با تجزیه طلبان کرد در چه زمینه هایی است؟

24- چرا با اینکه فرح پهلوی بارها و بارها از این شبکه انگلیسی حمایت کرده، تا به حال در برنامه های این شبکه از وی دعوت به عمل نیامده و مدیران شبکه این حمایت ها را پنهان می کنند؟

25- چرا مدیران و مسئولان شبکه پاسخگوی افشاگری های افراد جدا شده از شبکه مانند آزاده حسینی و سحر زند نبوده اند؟

26- حضور مسعود بهنود هنگام ضبط برنامه های اتاق خبر شبکه انگلیسی من و تو چه معنایی می تواند داشته باشد؟

27- رابطه شبکه من و تو با تجزیه طلبان کرد و شبکه آسوست برای چیست؟

28- چرا مانند شبکه های لس آنجلسی هیچ کس حق حضور در حتی چند صد قدمی ساختمان شبکه انگلیسی من و تو را ندارد؟

29- اگر این شبکه مدعی است که مردمی ترین شبکه موجود است چرا کمترین ارتباط را با مخاطب دارد؟

30- چرا شبکه فقط وبلاگ شخصی رها اعتمادی (بنی اعتماد) را انکار کرد و سایر وبلاگ های شخصی مجریان شبکه را مسکوت گذاشت؟

31- منظور رها اعتمادی (بنی اعتماد) از ادامه پیدا کردن این سناریو در برنامه جواب چه بود؟

32- چرا تماشاگران برنامه آکادمی گوگوش تعداد شناخته شده و خاصی هستند و از مردم عادی نمی توانند در این برنامه حضور پیدا کنند؟

33- و ده ها و صدها سئوال دیگر که هیچ گاه پاسخی برای آنها داده نشد.  

نوشته شده در | ساعت 17:26| توسط گوگوش| |

 رها اعتمادی

یکی از مهمترین مجریها و کارکنان شبکه "من و تو"

رها اعتمادی  یا همان رها بنی اعتماد سیزدهم آبان ۱۳۶۳ در تهران در منطقه نیاوران  و در خانواده بسیار متعصب بهایی متولد شد. نام پدر او سهراب و مادرش سارا نام دارد. پدر او حسابدار بانک و مادرش خانه دار بود.

عموی رها اعتمادی (آرش) از نوکران و خدمتکاران دربار محمد رضا شاه پهلوی بود و به گفته سهراب (عموی رها اعتمادی) روزانه 10 ساعت از زندگی خود را در بهشت روی زمین (کاخ نیاوران) به کار و فعالیت مشغول بود. خانواده رها اعتمادی از اقشار مرفه جامعه به شمار می رفت. علت ثروت نیز وجود عمویی مهربان (آرش) بود که با کمک  های مختلف توانسته بود تقریبا افراد زیادی از اقوام را از فقر نجات داده و به زندگی آنها سر و سامانی بدهد. آرش (عموی رها اعتمادی) از ریخت و پاش های پهلوی کمال بهره را برده و در مدت زمان کوتاهی توانسته بود بار خود و اقوامش را ببندد. کمک های آرش به اقوام و خانواده به اندازه ای بود که با آنکه آرش پسر سوم خاندان بنی اعتماد بود اما همه او را بزرگ خاندان به حساب می آوردند و در همه کارها با او مشورت می کردند.

رها اعتمادی در خاطرات خود می گوید پدر، همیشه عمویم را با عنوان "آرش واسطه" صدا می کرد. وقتی ازش می پرسیدم چرا اینجوری صداش می زنی؟ می گفت: آرش کار زیادی برای ما نکرده فقط پولایی که حقمونه و شاه نمی داده، با زبون خوش ازش گرفته و به دست صاحب اصلیش یعنی ما رسونده.

اما این وضعیت ثبات زیادی پیدا نکرد و بعد از انقلاب 57 و فرار شاه، آرش (عموی رها اعتمادی) مجبور به فرار از ایران شد.

آرش (عموی رها اعتمادی) چند هفته بعد از فرار شاه، تمام اموالش را به حراج گذاشت و با همکاری یکی از سرویس های جاسوسی انگلیس (آلفرد ریچ) به سوئد فرار کرد.

ارتباط عموی رها با خانواده خود همچنان ادامه داشت تا اینکه وضعیت در ایران بالا گرفته و انقلابیون شروع به برخورد با مخالفین نمودند پدر رها اعتمادی (سهراب) طی نامه ای به برادرش از او خواست تا راهی را باز کرده و به آنها کمک کند تا بتوانندایران را ترک کرده و از خطرات احتمالی نجات پیدا کنند.لذا بعد از نامه نگاری ها و پیگیری های مستمر پدر رها در سال 1363 در حالی که رها اعتمادی نه ماه بیشتر نداشت و هنوز با آب و هوای ایران و فضای صمیمی کوچه پس کوچه های ایران آشنا نشده بود مجبور شدند تا ایران را  به مقصد سوئد ترک کرده و زندگی را در جای دیگری از دنیا تجربه کنند.

رها اعتمادی یک خواهر و یک برادر بزرگتر از خود دارد. خواهر او ندا و برادرش بابی است که ریشه در اعتقادات مذهبی پدر خانواده دارد و از کلمه باب گرفته شده است.

خواهر رها 2سال و بردارش 6 سال از او بزرگتر هستند و رها اعتمادی آخرین و کوچکترین فرزند خانواده است. خانواده رها اعتمادی از ابتدای ورود به سوئد، فامیلی خود را از بنی اعتماد به اعتمادی تغییر داد تا هم هویت قبلی خود را تغییر داده و هم از طرفی از ریشه خود فاصله نگیرند.

رها اعتمادی یا همان رها بنی اعتماد سابق، خیلی زود توانست خود را با زندگی در سوئد وفق دهد. خانواده او برای اینکه رها از ایران کاملا جدا نشود سعی کردند در خانه به زبان مادری صحبت کرده تا حال و هوای ایران برای آنها تداعی شود. لذا رها اعتمادی فارسی را بسیار خوب حرف می زند طوری که انگار تمام عمرش را در ایران گذرانده است.

از طرفی حمایت های عموی رها از رها و خانواده اش همچنان ادامه داشت. به شکلی که رها از همان ابتدا با دستگاه های امنیتی و گروه های مخالف و ضد انقلاب و همچنین طرفدار پهلوی آشنا شده و خیلی سریع خود را عضوی از آنها دید.

او از همان ابتدا با نحوه فکری طرفداران پهلوی، سلطنت طلبها، حزب کمونیست کارگری و مجاهدین خلق و ... آشنا شده و در جلسات مختلف با حضور نمایندگان آنها در کنار عمویش حضور فعال داشت.

جلساتی که اعضای آن از جای جای دنیا ماهیانه گرد هم جمع می شدند تا تصمیمات خود را در راستای تاثیر گذاری و  نفوذ در افکار عمومی مردم ایران به روی دایره ریخته و در نهایت تصمیم واحدی اتخاذ کنند.

زمان این جلسات ماهیانه که هر بار در کشور و شهری برگزار می شد 2 ساعت بود و گاهی به 4 ساعت هم کشیده می شد. دفتر اصلی برای هماهنگی جلسات و فعالیت ها در انگلیس بود.

رها اعتمادی بعد مدت ها و به پیشنهاد عموی خود مسئول امور جوانان را دراین گروه ها به عهده گرفت که تا به حال نیز ادامه داشته است.

فصل تازه ای در زندگی رها:

در این جلسات بود که رها اعتمادی با شخصی تحت عنوان کیوان عباسی(از اعضای سرویس اطلاعاتی انگلیس ام آی 6 و همچنین از  دست اندر کاران رادیو و شبکه بی بی سی و عضو انجمن حمایت از جنبش های مدنی در ایران) آشنا شد و ایده شبکه اینترنتی در راستای تخریب دولت و حکومت ایران به فکرشان خطور کرد. شبکه ای که بعد ها "ببین تی وی" نام گذاری شد.

فکر و ایده راه اندازی تلویزیون از کیوان عباسی و در جلسه ای که در راستای حمایت از جنبش های خاموش یا به اصطلاح (جنبش های مدنی) درون ایران تشکیل شده بود به ذهن کیوان عباسی خطور کرد

کیوان عباسی ایده و فکر خود را با رها اعتمادی در میان گذاشت و بعد از هفته ها فکر و جذب حمایت های مالی (که عموی رها اعتمادی نیز یکی از حامیان بود) توانستند در  ماه مارچ  2006  شبکه ببین تی وی را تاسیس کنند.

این اولین گام رسانه ای رها اعتمادی بود و می توانست تجربیات خوبی را برای او به ارمغان بیاورد. کار با ببین تی وی پله پرشی بود که رها اعتمادی از آن بسیار خوب استفاده نمود.

همکاری و آشنایی با تلویزیون های فارسی زبان و شناخت فعالیتهای این بخش از جامعه ایرانی و ارتباط بیشتر با جوانان داخل ایران باعث شد رها اعتمادی با فضای داخل ایران آشنایی بیشتری پیدا کرده و به فکر گسترش فعالیت های خود بیفتد.

رها اعتمادی سعی کرد در ابتدا به عنوان عنصری پشت پرده با شبکه ببین تی وی و تحت عنوان عضوی از  اعضای موسس شبکه باشد و کمتر در اذهان عمومی دیده شود اما  بعد از آشنایی بیشتر در ماه می 2006 و به پیشنهاد کیون عباسی، رها اعتمادی تصمیم گرفت فعالیت رسمی و علنی خود را در این شبکه آغاز نماید.

رها اعتمادی در ماه می 2006 اولین برنامه خود را در شبکه ببین تی وی اجرا کرد و چهره خود را به مخاطبین شبکه نشان داد و معرفی کرد.

 

فعالیت های شبکه بسیار خوب پیش رفت و  کیوان عباسی با شناسایی و گزینش جوانان مجرب توانست یک گروه 14 نفره و یک دست تشکیل داده و طی مدت زمان کوتاهی نظر مسئولان و سیاستمداران آمریکایی و انگلیسی را به خود جلب نماید.

البته کارهای پروژه ای غیر از فعالیت های  شبکه به افراد دیگری سپرده می شد تا فضای فکری بیشتری برای عوامل اصلی شبکه به وجود آید.

تیم  ثابت ببین تی وی ( امیر شیخ – محمد کازرونی - روشنگ نیاغی – کریس ویلیامز – ادوارد مندوزا – فرناز داوودی – بزل عصفوری - تیام رحیمی – ملیسا شوشاهی – رها اعتمادی – بابک اخوی) بود.

شبکه ببین تی وی با جلب حمایت های مسئولان آمریکایی و انگلیسی خیلی سریع توانست گستره فعالیت خود را بیشتر کند به شکلی که به چند کانال مختلف تبدیل شد.کانال هایی تحت عناوین "ببین", "میوزیک", لایف" و "وی پاد".

رها اعتمادی تا نوزده سالگی در سوئد زندگی کرد و به فعالیت های خود ادامه داد.

آشنایی رها اعتمادی با گروه ها و اشخاص با نفوذ، راه را برای تحصیل او باز کرده و او با استفاده از این نفوذ و همچنین کمک عموی خود توانست بدون هیچ مشکلی خیلی سریع در  رشته های روان شناسی و جامعه شناسی شروع به تحصیل  کرده و سپس  برای ادامه ی تحصیل به آمریکا برود و تا پایان تحصیل (چهار سال)  در آنجا بماند.

رها اعتمادی در آمریکا نیز بیکار ننشست و  تحت پوشش فعالیت های هنری سعی در ارتباط با هم سن و سالان خود و جوانان کرده و از این طریق نیروهای مستعد جهت همکاری با جنبش های ضد ایرانی را گزینش نموده و به مسئولین مربوطه معرفی نماید.

رها دراین کار بسیار موفق ظاهر شد و طی مدت زمان کوتاهی توانست افراد زیادی را از این طریق عضو جنبش های ضد ایرانی نماید.

بعد از گذشت دو سال فعالیت در آمریکا، رها اعتمادی به عنوان مسئول گروه "جوانان بدون مرز" انتخاب شد. این گروه زیر نظر سازمان اطلاعاتی انگلیس کار می کرد و مستقیم از آنها دستور می گیرد.

این گروه با حمایت های سرویس های جاسوسی انگلیس وظیفه تغییر نگرش در افکار و اذهان  جوانان را دارد.

گروه "جوانان بدون مرز" در اصطلاح ماکت یک پروژه بزرگ و ضد ایرانی است که طرح آن از سال 2007 در آمریکا تهیه و تصویب شده و به صورت آرام آغاز به کار کرده است. شعار این گروه همه چیز برای هدف است.

افراد  این گروه بسیار خاص هستند

از همه نوع تفکر و اعتقاداتی (سنی، شیعه، بهائی، کمونیست، لائیک، شیطان پرست، صوفیه و  یهودی) در این گروه ها حضور دارند.  علت استفاده از همه گونه اعتقادات در این گروه "جوانان بدون مرز"، آشنایی با حیطه فکری آنها و استفاده و با نقاط قوت و ضعف آنها آشنا شده تا بتوانند مخاطبین خود را به خوبی شناسایی و آنالیز کنند.

اعضای گروه برای ورود به این سیستم و گروه "جوانان بدون مرز" باید شرایط بسیار سخت و خاصی را طی کرده و در آزمون های مختلف شرکت کنند و نمره قبولی بیاورند. بعد از طی کردن مراحل مختلف و قبولی در آزمون های تئوری و عملی، آنها می توانند به عنوان یکی از اعضای گروه "جوانان بدون مرز" به کار مشغول شوند.

از جمله آزمون های آنها آشنایی با رسانه ها اعم از خبرسازی، گزارشگری، فیلم برداری، تدوینگری و به طور کلی فعالیت های رسانه ای اعم ازتلویزیون، ماهواره و اینترنت است.

مرحله بعد آشنایی کلی با موسیقی و گروه های مختلف آنهاست.

آموزش ادبیات فارسی، انگلیسی به عنوان حداقل ها.

در کنار اینها حضور در آزمون های مختلف و هدفمند  که در راستای  رسیدن به اهداف گروه برنامه ریزی شده و  اجرا می شود. فعالیت هایی مانند لخت شدن در کنار سایر افراد گروه و خوابیدن با آنها بود. روابط آزاد و بی حد و مرز بین اعضای گروه به گونه ای که قبح آن کاملا شکسته شود.

هر یک از اعضای گروه موظف است روزانه حداقل یک ساعت به صورت عریان در کنار سایر اعضای گروه مشغول به فعالیت باشد.

کلیه افراد گروه باید مجرد باشند و حق ازدواج با افراد غیر از گروه را ندارند.

ازدواج با اعضای گروه نیز نباید مانعی برای روابط آزاد با سایر افراد گروه باشد.(هیچ محدودیتی در روابط وجود ندارد)

در صورت تخلف یکی از اعضای گروه هرتصمیمی که توسط مسئول گروه گرفته می شود لازم الاجرا است.

 حیطه فعالیت گروه در ابتدا  تا 3 سال در آمریکا و انگلیس و بعد از سه سال فعالیت و قبولی در آزمون های مختلف هر شخص باید با فعالیت های مختلف اینترنتی و .... سرپرستی یک گروه 50 نفری از ایرانیان داخل کشور را  به عهده بگیرد.

گروه " جوانان بدون مرز" از سال 2007 کار خود را شروع کرده و خیلی سریع توانسته توسعه پیدا کند به شکلی که طی سه سال بیش از 150 گروه مختلف به گروه "جوانان بدون مرز" پیوسته و در حال انجام فعالیت می باشند.

رها اعتمادی بعد از آشنایی ابتدا به عنوان یکی از اعضای گروه "جوانان بدون مرز" کار خود را آغاز کرد و  بعد از مدتی به عنوان ریاست یک گروه انتخاب شده و به فعالیت های خود ادامه داد.

رها اعتمادی بعد از دو سال فعالیت در آمریکا (به عنوان مسئول یکی از گروه های "جوانان بدون مرز") از طرف سرویس اطلاعاتی انگلیس به عنوان مسئول بازرسی و ناظر کل گروه های "جوانان بدون مرز" معرفی و منتصب شد.

هم اکنون گروه "جوانان بدون مرز" شعبه های مختلفی در کشورهای مختلف دنیا دارد که از آن کشورها می  توان به فرانسه، آلمان، سوئد، ایتالیا، عربستان، و برخی کشورهای خاورمیانه از جمله امارات متحده عربی، بحرین و ایران اشاره کرد.

 

اعضای گروه "جوانان بدون مرز" در ابتدای عضویت تعهد می دهند همه زندگی خود را صرف هدف جمعی گروه کرده و از هیچ کاری دریغ نکنند. هر شخص باید طی سال  حداقل 2 نفر عضو دائم (که به عضویت گروه "جوانان بدون مرز" درآیند)را به گروه معرفی کند. لازم به ذکر است در صورت عدم تایید عضو معرفی شده، باید شخص دیگری را جایگزین نمایند.

جهان آزاد از دیگر شعارهای این گروه است و آنها تخمین می زنند با گسترده کردن فعالیت های این  گونه خیلی سریع می شود به اهداف مورد نظر  رسید و آن اهداف را جامه پوشاند.

رها اعتمادی بعد انتخاب به عنوان مسئول بازرسی و ناظر کل گروه های موجود "جوانان بدون مرز"،  به انگلیس سفر کرده و کارها را از همانجا پیگیری و ادامه داد.

همان طور که قبلا گفته شد یکی از مسائلی که در گروه "جوانان بی مرز" مد نظر مسئولان بوده و هست بحث موسیقی و روابط آزاد است.

به گفته رها اعتمادی، تقریبا همه اعضاء و مسئولین گروه های "جوانان بدون مرز"، با موسیقی آشنایی داشته و خواننده و یا نوازندگی می دانند.

خود رها اعتمادی در این زمینه می گوید من که ناظر و مسئول  هستم می بایست از بقیه اعضاء و نیروها سرتر باشم لذا در مدت کوتاهی سعی کردم تا با کارهای هنری و افراد سرشناس در این زمینه آشنا شده و با آنها رابطه دوستی برقرار کنم.

با آنکه من تا چهارده سالگی به ندرت موسیقی ایرانی گوش کرده ام و حتی نام ترانه سرایان سرشناس ایران را هم نمی دانستم. اما در راستای رسیدن به اهداف گروه، از هیچ چیزی دریغ نکردم  و با خود گفتم هیچ مانعی نباید جلوی ما را بگیرد لذا ما باید به هر طریق موجود به هدفمان برسیم و به طور کلی نه توی کار نداریم.

پشت کار رها اعتمادی و کمک های مختلفی که از گوشه و کنار به او می شد به او کمک کرد تا خیلی زود خود را

به پیش براند تا آنجا که سال گذشته رها اعتمادی با برقراری ارتباط با گوگوش و دادن ترانه ای (که البته سروده خود او نیست) به او توانست نظر این خواننده را به خود جلب کرده و او را قانع کند که این ترانه را اجرا کند.

این ترانه سروده مهران سمیعی است که یک جوان ایرانی با ذوق و با هنر است که شعرهای خود را در اینترنت با عناوین مختلف به فروش می گذارد و از این راه خرج دانشگاه و تحصیل خود را در می آورد. از سرودهای او میتوان از پاکی، نترسیم، من همینم، دلتنگی، برایم بمان و زندگی بی نهایت اشاره کرد.

رها اعتمادی با خرید اینگونه شعرها و معرفی آنها به عنوان شعر خود، توانسته نظر برخی خواننده ها را به جلب کرده و با آنها ارتباط برقرار کند.

این شعرها و همچنین سایر کمک های جانبی  وسیله ای برای ورود رها اعتمادی به کنسرت ها و گروه های موسیقی و آکادمی ها شد.

شرکت در این گونه جلسات زمینه ای بسیار مستعد  برای گروه "جوانان بدون مرز" فراهم می آورد  زیرا جوانان مستعدی در این مکان ها دور هم  جمع شده و زمینه جذب آنها به  گروه "جوانان بدون مرز" بسیار بالاست.

رها اعتمادی در سال 1388 به همراه تعدادی از مسئولین گروه های "جوانان بدون مرز" برای نظارت و گسترش فعالیت ها به ایران سفر کرده و این سفر مصادف بود با جریان ها و اعتراضات داخلی ایران که رها اعتمادی نیز از فرصت استفاده کرد و با بسیج کردن گروه های داخلی همزمان به خیابان ها ریخته و توانستند نقش بسزایی در این جریان بازی کنند.

رها اعتمادی تصویر خود را در فیس بوک در حالی که نقاب به چهره زده و در حال اعتراض است گذاشته و یاد آن روزها را زنده نگه داشته است.

سفر به ایران فصل تازه ای برای رها اعتمادی بود لذا بعد از برگشت از ایران رها تصمیم گرفت تا فعالیت های خود را در جنبه های مختلف برای جوانان داخل ایران گسترش دهد.

همان طور که  قبلا گفته شد این گروه (جوانان بدون مرز) حد و مرزی ندارد لذا فعالیت هایش به یک قسمت مربوط نمی شود. به همین دلیل رها اعتمادی با همکاری کیوان عباسی (که قبلا تجربه کار در ببین تی وی را با وی داشته) صحبت کرد و او را قانع کرد تا با کمک و همفکری همدیگر اقدام به زدن شبکه ای تحت عنوان من و تو نمایند.

ایده این شبکه در جلسات ماهانه احزاب و گروه ها مطرح شد و بعد از تایید به تصویب رسیده و با مسئولین انگلیسی در میان گذاشته شد. قرار شد  این شبکه به مدیریت کیوان و مرجان عباسی و گروهی که قبلا با هم در ببین تی وی کار می کردند تاسیس شود. هزینه های شبکه و جذب نیرو و امکانات هم مشخص شده و قرار شد این شبکه از حمایت های کلیه احزاب و گروه ها و همچین دولت انگلیس  برخوردار شود  لذا از همان ابتدا آرشیو بی بی سی در اختیار کیوان عباسی قرار گرفت تا فیلم ها و فایل هایی که نیاز دارد گزینش کرده و درخواست دهد.

شبکه من و تو به قول رها بعد از یک سال و 6 ماه دوندگی رها اعتمادی، کیوان عباسی و دوستان به نتیجه رسید و در 6 آبان 1389 شروع به فعالیت کرد.

کلیه افرادی که در شبکه من و تو فعالیت می کنند عضو گروه "جوانان بدون مرز" هستند. کیوان عباسی، مرجان عباسی،تیام،سومی، امید و سالومه سید نیا نیز هر کدام مسئول یک گروه "جوانان بدون مرز" در انگلیس هستند که زیر نظر رها اعتمادی در حال فعالیت می باشند. روند گزینش و مشغول به کار شدن افراد مذکور خیلی سریع طی شده و خیلی سریع این افراد  شروع به فعالیت نمودند.

سیر برنامه ها، موضوعات مختلف که در برنامه های شبکه من و تو مطرح می شود، اهداف برنامه ها و حتی نوع پوشش و رفتار مجریان و دست اندر کاران شبکه من و تو حاکی از فعالیت رها اعتمادی و گروه "جوانان بدون مرز" است که در پی رسیدن به اهداف خود می باشند.

یکی از مهمترین روش هایی که در اجرای برنامه ها بسیار به آن تکیه می شود ارتباط صمیمی و عامیانه با مخاطب است.

کیوان عباسی در جلسه معارفه خود (به عنوان مدیر شبکه من و تو ) علت شکست بی بی سی فارسی را در چند جمله بیان کرده و اعلام کرد نقاط ضعفی که در بی بی سی فارسی وجود دارد به هیچ عنوان نباید در من و تو اتفاق بیفتد و من فکر میکنم اگر  به این نکات توجه کنیم بسیار موفق خواهیم بود نقاط ضعف از قرار زیر است:

1-      بی بی سی شبکه ای خبری است و ما نباید خبری باشیم

2-      بی بی سی شبکه ای سیاسی است و ما نباید سیاسی باشیم

3-      بی بی سی شبکه دوران بحران هاست یعنی زمانی که داخل ایران آشوب و اعتراض است مخاطبان بی بی سی افزایش چشم گیری دارند ولی در زمان های عادی میزان مخاطب به حداقل می رسد.

4-      ارتباط مجریان و عوامل بی بی سی با مخاطبین خود بسیار سنگین و سخت است و حتی ممنوع است با مخاطبین خود رابطه برقرار کنند.

کیوان عباسی با ذکر کردن نقاط ضعف بی بی سی فارسی اعلام کرد تمامی نقاط ضعف باید برطرف شود به این گونه که:

1-      من و تو باید برای همه اقشار و سنین برنامه داشته باشد (تنوع برنامه ای با حداکثر برنامه ها)

2-      من و تو باید طوری عمل کند که در اذهان مردم شبکه ای فرهنگی تصور شود.

3-      من و تو باید به گونه ای عمل کند که در زمان های عادی و به قولی وضعیت سفید به جذب مخاطب پرداخته و آنها را پای شبکه نگه دارد تا در زمان بحران ها و با پخش برنامه های هدفمند بیشترین تاثیر را بر روی مخاطب خود بگذارد.

4-      ارتباط عوامل و مجریان شبکه من و تو با مخاطبین باید بیشتر از هر شبکه ای باشد که تا کنون بوده لذا ارتباط از طریق فیس بوک برای برنامه و مجری الزامی خواهد بود.

در ضمن این حالت صمیمیت و نزدیکی بین مجریان و مخاطبین باید در نحوه اجرا و صحبتها و همه چیز حتی در برنامه های  خبری نیز باید دیده شود.

5-      بعد از برقراری ارتباط افراد مستعد از جای جای ایران شناسایی و برای عضویت در گروه "جوانان بدون مرز" معرفی شوند.

6-      مقدمات کار و عضویت نیروی انسانی جدید اعم از تشکیل فرم گزینش تا .... بایستی با تایید و امضای رها اعتمادی باشد.

7-      یکی از اولویت های گزینش افراد به گروه "جوانان بدون مرز"  داشتن  مذهب بهائیت و دین یهودیت است.

رها اعتمادی در جلسه ای تحت عنوان جذب خودی ها در سال گذشته اعلام کرد اولویت در جذب نیرو باید به بهائیان و یهودیان تعلق گیرد زیرا ضریب امنیتی را بالا می برد و از طرفی موجب یک دست شدن خواهد شد.

او در ادامه افزود حتی المقدور سعی شود افرادی که از استعداد بالای برخوردار هستند قبل از گزینش به گونه ای بر روی آنها کار شود تا ابتدا به مذهب بهائیت یا دین یهودیت  ایمان آورده و بعد وارد کار شوند تا در آینده برای مجموعه  مشکلی پیش نیاید.

 

درحال حاضر رها اعتمادی درکنار شبکه من و تو در پی تاسیس انجمن بهائیان ایران در انگلیس است تا بتواند بهائیان ایرانی را دور هم جمع کرده و به فعالیت های  آنها جهت بدهد.

ترانه من همینم سروده سروده مهران سمیعی که رها اعتمادی آن را به نام خود معرفی نموده نیز. درحال حاضر در حال اجرا توسط خانم گوگوش است که بعدا آلبوم آن بیرون خواهد آمد.

زندگی نامه رها اعتمادی (رها بنی اعتماد) با استناد به زندگی نامه شخصی، خاطرات و دست نوشته های مرتضی صابر از اعضای زاویه گرفته و جدا شده گروه "جوانان بدون مرز" است که چندی پیش در فضای اینترنت پخش شد.

کسانی که در پی مستنادات فوق (اعم از تصویر، فیلم ، نامه ها، خاطرات و  دست نوشته) هستند می توانند در قسمت نظرات اعلام نیاز کنند تا با شرایط خاص در اختیار آنها گذاشته شود. با تشکر

نوشته شده در | ساعت 18:24| توسط گوگوش| |

صادق صبا بعد از پونه قدوسی به دنبال فرح پهلوی رفت؛


 

چندی پیش خبری عجیب در سایت های مختلف منتشر شد با این عنوان " کلاهبرداری بی بی سی فارسی و صادق صبا از شهبانو فرح پهلوی، هر چند که به بهانه انتشار این خبر توهین های زیادی به بانوی اول ایران زمین شد اما متاسفانه اصل ماجرا  مطلبی غیر قابل انکار است.

ماجرا از این قرار است که در ماجرای بازدید شهبانو فرح از بی بی سی و دیداری محرمانه با صادق صبا مدیر بخش فارسی بی بی سی، شهبانو که در طول این 33 سال از هیچ کوششی برای تأمین مالی گروه های وفادار به سلطنت کوتاهی نکرده ، با توجه به نقش فعال بی بی سی فارسی در رساندن صدای جنبش سبز به فرا سوی مرز های ایران ، وعده پرداخت مبلغی  به بی بی سی برای کمک به گسترش اطلاع رسانی درسرزمین آریایی را به صادق صبا می دهد.

صبا که از این ماجرا ذوق زده شده و همچنین بنابر شنیده هایش میدانست که ایشان کمک های فراوانی در این سال ها به وفاداران اعلی حضرت نموده است و حتی با اینکه چندین بار نیز افرادی بیشرمانه از ایشان پول های کلان به بهانه مبارزه و ساقط نمودن حکومت ایران گرفته اما متواری شده بودن ولی با اینحال شهبانو همچنان به کمک های خود ادامه میدهد، باچاپلوسی به ایشان می گوید: با توجه به اینکه شما و خاندان پهلوی در ایران طرفداران و حامیان زیادی دارید اما طی سال های اخیر بنابر فضای بسته ایران نتوانسته اند از فعالیت های شما مطلع گردند و اصلا نمیدانند که شما الان در چه وضعیتی هستید ، لازم است که اجازه دهید تا درباره خاندان پهلوی و وضعیت کنونی و فعالیت هایتان با شما مصاحبه نماییم و در همین موضوع مستندی را تولید و پخش کنیم. وی در ادامه پیشنهاد می کندکه حالا که شهبانو قصد کمک دارند بهتر است این کمک در قالب یک خدمت متقابل از سوی ما نیز باشد تا مبادا مخالفان ما در ایران پس از انتشار مستند بهانه به دست بگیرند و ما را متهم به سفارشی بودن برنامه هایمان بکنند.

شهبانو از این همه چاپلوسی صادق صبا ناراحت می شوند و می گویند: من این مبلغ را فقط بخاطر آزادی ایران کمک می کنم و در قبال آن انتظار خاصی از بی بی سی ندارم. اما صادق صبا با اصرار زیاد میگوید: مخاطبان زیادی از بی بی سی درخواست دارند که از شما و خانواده شما بیشتر بدانند..

به هر حال  شهبانو فرح قانع می شوند که در تهیه این مستند با بی بی سی همکاری نمایند.

اما بر خلاف سیستم اداری بی بی سی فارسی که حتی در تبلیغات آن یک شماره حساب برای واریز مبالغ اهدایی مشخص گردیده است ، صادق صبا از شهبانو فرح می خواهد که مبلغ را مستقیما به حساب شخصی اش واریز نماید، تا وی با یک گروه بسیار حرفه ای که خارج از مجموعه بی بی سی باشند برای این امر قرارداد ببندد تا اگر مورد اعتراض قرار گرفت اعلام کند که این فیلم توسط جایی غیر از مجموعه بی بی سی ساخته شده و ما فقط پخش کننده آن هستیم..

در نهایت علیاحضرت مبلغ دویست هزار پوند به عنوان پیش پرداخت به مدیر بخش فارسی بی بی سی می پردازد .

صادق صبا پس از دریافت مبلغ مذکور تولید فیلم مستند را در ظاهر به یک گروه خارجی واگذار می کند اما در واقع این گروه خارجی متشکل از چند ایرانی بوده که سابقه مبارزه علیه خود اعلی حضرت را در کارنامه شان دارند و در نهایت مستندی بسیار ضعیف و ابتدایی که بیشتر به مخدوش کردن چهره خاندان سلطنتی میپردازد ،تولید می شود که اعتراض بسیاری از وفاداران شاهنشاهی را به دنبال دارد. پس از اعتراضات فراوان و همچنین قضیه فساد اخلاقی صادق صبا که اعلام شد وی به یکی از مجریان شبکه تلویزیونی شبکه تحت امرش یعنی پونه قدوسی به زور تجاوز نموده که حتی در روز نامه های بین المللی نیز بازتاب داشت ، شهبانو که همواره داعیه دار حمایت از حقوق زنان بوده ، به خشم آمده و با توجه به اینکه صبا سر خود ایشان را نیز کلاه گذاشته بودنسبت به این بی حیایی های صادق صبا که به خدشه دار شدن وجهه مخالفان حکومت ایران انجامیده است و همچنین پخش مستند بسیار ضعیف شدیدأ اعتراض نموده و درخواست پس گرفتن پول خود را برای کمک به دیگر مخالفان میکند. اما در مقابل سران بی بی سی و در رأس آنها صادق صبا سعی  می کنند این فیلم را به یک مستند ساز مستقل نسبت دهند و خود را تبرئه کنند. سپس صادق صبا با جسارت تمام در تماسی با شهبانو درخواست مبلغ بیشتری از ایشان می کند. اما شهبانو فرح ضمن امتناع از این امر؛ این ماجرا را در برخی محافل مطرح می نماید و حتی وی را به شکایت در محاکم قضایی انگلیس تهدید میکند تا بیشتر از این باعث خراب شدن مخالفان حکومت ایران نشود.

در خبری که اخیرا منتشر شده است سایت افشاگر ویکی لیکس اعلام کرده است طبق اسنادی که در اختیار داشته و حالا مبادرت به انتشار آن نموده است ،در ایام عید مخصوص مسیحیان (عیدپاک) که باحضور بسیاری از شخصیت های سیاسی و خانواده های سلطنتی جهان در کاخ سلطنتی انگلیس برگزار می شود، ملکه فرح نیز به عنوان مهمان افتخاری حضور داشت و باتوجه به دوستی دیرینه ای که با ملکه بریتانیا دارد ماجرای کلاهبرداری بی بی سی از ایشان را با ملکه بریتانیا درمیان می گذارند و گلایه میکنند که این برای رسانه دولتی بی بی سی که مستقیمأ زیر نظر ملکه اداره میشود ، خوب نیست که عده ای بر آن حاکم باشند که دارای مفاسد اخلاق و همچنین مالی باشند.

ملکه انگلستان هم ضمن دلجویی از  بانوی اول ایران زمین شهبانو فرح قول داده که این مسئله را شخصا پیگیری نماید.

بنابر مدارک سایت ویکی لیکس ملکه بریتانیا از مارک تامسون، رئیس بی بی سی در این باره توضیح خواسته است و او هم ضمن اقرار به ماجرای تجاوز صبا به پونه قدوسی ؛ قول پیگیری این قضیه و بازگرداندن پول علیا حضرت را میدهد

سایت ویکی لیکس نوشته است که ملکه بریتانیا از تامسون درخواست برکناری مدیر بخش فارسی بی بی سی یعنی " صادق صبا" را میکند که رئیس بی بی سی  از ملکه میخواهد تا پیدا کردن جایگزینی برای این کلاهبردار ، وی موقتأ به اداره بی بی سی فارسی بپردازد.

امیدواریم اگر چه تامسون در ماجرای تجاوز صبا به مجری شبکه اش کوتاه آمد ، اما در این ماجرا چون پای ملکه انگلیس درمیان بوده و وی نمیتواند شانه خالی کند ، شاید وی با بازپس گیری حق شهبانوی گرامی بتواند دوباره جایگاه خود را در این شبکه استوار نگهدارد.

نوشته شده در | ساعت 17:52| توسط گوگوش| |

مهران عبدشاه: چرا دیدگاه رابرت مرداک و صاحب من و تو1 یکی است؟!


 


با توجه به پست قبلی  که در آن صحبت های مهران عبد شاه مدیر شبکه  OIPN را برای شما به نمایش گذاشتم، یکی از مهمترین مطالبی که مهران عبد شاه در صحبت هایش به آن اشاره کرد این نکته بود که:«دیدگاه رابرت مرداک صاحب شبکه فارسی وان  و صاحب شبکه من و تو 1 یکی است».

حال با توجه به این گفته ها سوال های زیادی در ذهن مخاطبین به وجود آمده است که چرا دیدگاه صاحب شبکه من و تو 1 با رابرت مرداک که شخصی یهودی و صاحب شبکه ها، و نشریات پرنو و آنچنانی است یکی است؟

آیا به خاطر هماهنگی بین برنامه های دو شبکه از لحاظ فرهنگی است؟

آیا به خاطر  بسته بودن دو شبکه و کمی ارتباط با مخاطب است؟

آیا به خاطر این است که دو شبکه فارسی وان و من و تو  بودجه کلان دارند و توسط پذیرش آگهی تامین نمی شوند؟

آیا به خاطر انتخاب عوامل و دست اندر کاران یهودی و بهائی است؟

آیا به خاطر انتخاب برنامه هایی که بیشتر به ترویج فرهنگ اروپایی و آمریکایی می پردازند مانند سریال های فارسی وان و برنامه بفرمایید شام و... در من و تو؟

آیا به خاطر این که اعتقاد مذهبی رابرت مرداک مدیر شبکه فارسی وان و کیوان عباسی مدیر شبکه من و تو بسیار نزدیک به هم است؟

آیا به خاطر این که هر دو شبکه ترویج فمنیسم می کنند؟

آیا به خاطر این که هر دو شبکه وابستگی خاصی به کشور انگلیس دارند؟

آیا به خاطر این که هر دو شبکه فارسی وان و من و تو غالب برنامه هایشان را به خانواده های و جوانان و زنان اختصاص داده اند؟

آیا به خاطر این که مدیریت هر دو شبکه فارسی وان و من و تو به روابط آزاد جنسی معتقدند و آن را در برنامه های شبکه های خود ترویج می کنند؟

آیا به خاطر حمایت رابرت مرداک  مدیر شبکه فارسی وان و کیوان عباسی مدیر شبکه من و تو از همجنس بازان است؟

آیا....؟

شما چه فکر می کنید؟

به نظر شما علت اینکه به گفته آقای مهران عبد شاه مدیر شبکه او آی پی ان، دیدگاه رابرت مرداک مدیر شبکه فارسی وان و کیوان عباسی مدیر شبکه من و تو با هم یکی است چه می تواند باشد؟

منتظر حضور سبزتان هستم.

نوشته شده در | ساعت 17:51| توسط گوگوش| |

همجنس گرایی از دیدگاه شبکه من و تو!!



در پي انتشار خبری از سوی باشگاه خبرنگاران مبنی بر نحوه گزينش نيروي انساني در شبكه انگليسي من و تو که بر اعتقاد راسخ به فرقه ضاله بهائيت تاکید می کرد اسناد جديدي از وابستگي شبكه انگليسي من و تو به اين فرقه انگلیسی ساخته در فضای مجازی به دست آمده است.

به گزارش باشگاه خبرنگاران ؛ هفته گذشته تصاویر وبلاگ رها اعتمادی در خصوص شروط اصلی استخدام در شبکه من و تو از سوی باشگاه خبرنگاران منتشر شد که پرده از فعالیت های فرقه ای در این شبکه بر می داشت.

در وبگردی های دیگر صورت گرفته از سوی خبرنگار این گروه ، اسناد دیگری در فضای مجازی و از دیگر عوامل این شبکه ضد اخلاقی و ضد دينی بدست آمده است که حکایت از رواج انحطاط اخلاقی در این شبکه و اعتقاد راسخ مدیران و مجریان آن به فرقه ضاله بهائیت دارد.

بر اساس پست های ارسال شده كيوان و مرجان عباسي از مديران ارشد من وتو به فرقه ضاله بهائيت اعتقاد راسخ دارند و قبله خود را سرزمین های اشغالی که خواستگاه این فرقه انحرافی است می دانند.


رها اعتمادي از ديگر مديران ارشد شبكه انگليسي من و تو که فردی بهايي زاده است سعي وي‍ژه ای در ترویج احکام ضد اسلامي که در موازات کامل با فرقه بهائیت هستند دارد و آنطور كه در وبلاگ رها اعتمادي آمده وي و دو مجري ديگر اين شبكه به نام هاي اميد و تيام در انجمن همجنس بازان لندن عضویت دارند.

            
پريسا مجري برنامه من و تو پلاس که از دیگر دنباله روان فرقه ضاله بهائیت است، در پستی از وبلاگش روابط نامشروع را تاييد کرده و عنوان می کند كه بر طبق آيين ضاله بهائیت اين عمل منعي ندارد.

ندا كه پيش از اين گزارشگر شبكه خواهر خوانده من و تو یعنی بي بي سي فارسی بوده است بر اساس گفته های خود در وبلاگش از دیگر عناصر بهایی فعال در شبکه ضد اسلامی و ضد اخلاقی من و توست.


البته شبکه من و تو فقط در زمینه ترویج فرقه ضاله بهائیت فعالیت نمی کند و تبلیغ فرقه های دیگری همچون فرقه شیطان پرستی در صدر اهداف در حال اجرای این شبکه بهایی است.

نوشته شده در | ساعت 18:58| توسط گوگوش| |

شرایط مجری گری در شبکه من و تو؛



شبکه من و تو در آگهی استخدام مجری‌گری خود که اخیراً منتشر کرده است، به صراحت بهایی بودن مجری‌ها و باز بودن مدیریت شبکه در انتخاب نوع پوشش زنان داوطلب مجری‌گری را از شرایط پذیرش آن‌ها دانسته است.

رها اعتمادی که فردی بهایی زاده و از خانواده خدمتکاران دربار شاه است در سال ۲۰۱۰ با همکاری رسمی دربار انگلیس و چند نفر از عوامل دیگر، شبکه من و تو” را که از همان ابتدا لقب خواهرخوانده بی بی سی فارسی را یدک می کشید راه اندازی کرد تا این شبکه از همان ابتدا با تفکری بهایی – صهیونیستی و ضد ایرانی پا به عرصه وجود بگذارد

رها اعتمادی در جدیدترین آگهی استخدام این شبکه که در وبلاگش منتشر کرده سه شرط اصلی را برای پذیرفته شدن به عنوان مجری در این شبکه را اعتقاد راسخ به فرقه ضاله بهائیت، مخالفت با جمهوری اسلامی ایران و آمادگی برای استفاده از لباس‌های نیمه عریان عنوان می‌کند. اعتمادی از چند سال پیش با پشتیبانی همه جانبه و البته غیر علنی عوامل بی بی سی گروهی به نام جوانان بدون مرز” را برای ضدیت با جمهوری اسلامی ایران راه اندازی کرد و تمامی عناصر همسو با فرقه ضاله بهائیت و ضد جمهوری اسلامی ایران را شناسایی و هسته اولیه من و تو را با آنها شکل داد.

البته پیش از این هم نقل قول های بسیاری در خصوص پشت پرده بهایی عوامل و مجریان این شبکه مطرح بود که اکنون با فرو افتادن پرده‌ها، سند رسمی بهایی بودن این شبکه به ظاهر فرهنگی – اجتماعی علنی شد.

اگرچه که دو شبکه سلطنتی بی بی سی فارسی و من و تو جدا از هم فعالیت می کنند اما منبع تغذیه نیرو و مجریان آنها یکی است و عوامل این دو شبکه در هم تنیده و پشتیبان استراتژیک اهداف ضد ایرانی یکدیگر هستند

نوشته شده در | ساعت 17:57| توسط گوگوش| |

سایت من و تو تعطیل شد!




به دنبال افشای اسرار پشت پرده شبکه من وتو در وب سایت شخصی یکی از مجریان این شبکه و اعتراض گسترده مخاطبین، عوامل این شبکه در راستای فرار از پاسخگویی به مخاطبین مجبور شدند تا چند روز سایت شبکه من و تو را مسدود کنند.

ه گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی جام نیوز،عوامل شبکه من و تو به دنبال افشای اسرار پشت پرده این شبکه توسط یکی از مجریان باسابقه شان ترجیح دادند برای فرار از پاسخگویی به بینندگان برای مدتی – تا آب ها از آسیاب بیافتد- سایت شبکه من و تو را مسدود کنند.

گفتنی است رها اعتمادی، یکی از مهمترین و معروف ترین مجریان شبکه من و تو که از ابتدای تاسیس شبکه در آن حضور داشته، مدتی پیش با مدیران من و تو بر سر مسائل مختلف اعم از تهیه برنامه، سانسور در شبکه و مسائل مالی اختلاف پیدا کرد. این اختلاف تا آنجایی پیش رفت که وی در وب شخصی اش برخی مسائل محرمانه شبکه اش را فاش نمود. رها اعتمادی در جدیدترین آگهی استخدام شبکه من و تو، سه شرط اصلی برای پذیرفته شدن به عنوان مجری در این شبکه را: اعتقاد راسخ به فرقه ضاله بهائیت، مخالفت با جمهوری اسلامی ایران و در اختیارقرارگرفتن نوع پوشش مجریان زن با مدیریت شبکه عنوان کرده بود.

شایان ذکر است تنها راه ارتباطی مخاطبین شبکه من و تو برای اعتراض یا پیشنهاد درباره برنامه ها، وب سایت و فیس بوک این شبکه می باشد

نوشته شده در | ساعت 17:57| توسط گوگوش| |


سقوط برای شبکه من و تو!


در پی افشای برخی اطلاعات محرمانه شبکه من و تو در وب شخصی رها اعتمادی مبنی بر شرایط استخدام در این شبکه، مدیر شبکه او آی پی ان، ضمن تشبیه شبکه من و تو1 به بادکنکی که بادش در حال خالی شدن است، تعطیلی این شبکه را همانند شبکه من و تو2 پیش بینی کرد.

رها اعتمادی یکی از مهمترین و معروف ترین مجریان شبکه من و تو است که از ابتدای تاسیس شبکه من و تو حضور داشته و حتی تیزر تبلیغاتی شبکه نیز با تصویر وی ساخته شده است. وی مدیریت کنترل کیفیت شبکه من و تو 2، اجرای برنامه های آکادمی گوگوش، من و تو پلاس و برنامه جواب را بر عهده داشت.

رها اعتمادی مدتی پیش با مدیران شبکه بر سر مسائل مختلف اعم از تهیه برنامه، سانسور در شبکه و مسائل مالی اختلاف پیدا کرد. این اختلاف تا آنجایی پیش رفت که رها اعتمادی در وب شخصی خود برخی مسائل محرمانه شبکه از قبیل حمایت های مالی فرح پهلوی از شبکه من و تو را فاش نمود.

این کار موجب شد تا مدیران شبکه، وی را مدتی از کار تعلیق نموده و برنامه جواب را که توسط رها اعتمادی اجرا می شد به صورت موقت به شخص دیگری به نام امید خلیلی تجریشی واگذار نمایند که البته واکنش منفی دوستان چندین و چند ساله رها اعتمادی یعنی تیام بصیر (کارگردان وتهیه کننده برنامه بفرمایید شام) و سمیه عابدین زاده (سمی آرین کارگردان و تهیه کننده برنامه جواب) را نیز در پی داشت.  اعتراض مجریان فوق نیز نه تنها به جایی نرسید بلکه موجب منزوی شدن آن دو نیز گردید. در پی اعتراض این افراد برنامه " تهران برای من جیغ بزن" به طور کامل حذف و برنامه بفرمایید شام نیز به حاشیه کشیده شد. رها اما بعد از مدتی با وساطت و پا درمیانی حسن اعتمادی (پدر رها؛ سردبیر برنامه اتاق خبر این شبکه) و ناصر اعتمادی (عموی رها)، دوباره به صورت آزمایشی به کار در این شبکه مشغول شد. اما حضور وی بسیار محدود و کم رنگ شده و حیطه اختیارات و وظایف آن به شدت کاهش پیدا کرد.

از طرفی محدودیت ها، سخت گیری ها و شرایط خاص تهیه و اجرای برنامه که بعد از اختلاف با مدیریت شبکه برای رها اعتمادی ایجاد شده بود موجب ناراحتی وی گردید. اما چیزی که از همه بیشتر رها از آن رنج می برد، تغییر نام برنامه اختصاصی وی یعنی جواب به برنامه پاسخ بود. اعتراض شدید رها به مدیر شبکه باز هم به نتیجه نرسید و برای چندمین بار زخم کهنه اختلاف بین رها اعتمادی و کیوان عباسی، سر باز زده و رها در اقدامی دیگر دست به افشای اطلاعات محرمانه شبکه مانند شرایط استخدام در شبکه من و تو در وب شخصی خود زد. اعتمادی در جدیدترین آگهی استخدام این شبکه که در وب شخصی اش منتشر کرده سه شرط اصلی برای پذیرفته شدن به عنوان مجری در این شبکه را: اعتقاد راسخ به فرقه ضاله بهائیت، مخالفت با جمهوری اسلامی ایران و در اختیار قرار گرفتن نوع پوشش مجریان زن با مدیریت شبکه عنوان کرده بود.

فاش شدن اطلاعات محرمانه شبکه من و تو در وب شخصی رها اعتمادی بازتاب گسترده ای در رسانه ها، خبرگزاری ها و سایت های داخل و خارج داشت که نتیجه آن ایجاد موج اعتراض گسترده مخاطبین و بینندگان علیه این شبکه در فضای مجازی بود. حجم اعتراضات تا اندازه ای پیش رفت که شبکه من و تو مجبور شد در دو برنامه جواب و من و تو پلاس بر اتفاقات رخ داده سرپوش گذارد. نکته قابل توجه اینکه در حالی که پوشش دو مجری زن برنامه من و تو پلاس و گرایش به بهاییت آن دو نشان از حقیقت گویی رها اعتمادی داشت و به عنوان سند غیرقابل انکار افشاگری های همکار سابق خود -رها اعتمادی- محسوب می شوند برای اینکه خود را از قربانی شدن تحت سیاست های مدیر شبکه نجات دهند، با تخریب ضمنی رها اعتمادی، تمام قد از سیاست های کلان شبکه من و تو حمایت کردند.

البته این اختلافات قبلا توسط منصور سپهربند مجری شبکه امید ایران، شهیار قنبری (خواننده)، شهرام همایون (مدیر شبکه کانال یک)، ضیاء آتابای (مدیر سابق ان آی تی وی) ومهران عبد شاه (مدیر سابق شبکه آی پی ان) مطرح شده بود.

حتی مهران عبد شاه، مدیر شبکه او آی پی ان، علت تعطیلی شبکه من و تو 2 را وجود این اختلافات در شبکه من و تو عنوان کرده بود که البته اظهارات مدیر این شبکه لس آنجلسی قریب به ذهن نیز می باشد زیرا مدیریت کنترل کیفیت شبکه من و تو 2 را رها اعتمادی بر عهده داشت و تعطیلی شبکه من و تو 2 درست در زمان به وجود آمدن اختلافات بین رها اعتمادی و دوستانش با مدیریت شبکه اتفاق افتاد.

ناگفته نماند این اولین دفعه ای نیست که اختلاف مدیر شبکه من و تو با مجریان و دست اندر کاران شبکه به جاهای باریک کشیده شده و موجب جدایی این مجریان از شبکه شده است. چندی پیش یکی دیگر از مجریان شبکه من و تو به نام آزاده حسینی به دلیل همین اختلافات از شبکه جدا شده و در مصاحبه ای، علیه شبکه من و تو دست به افشاگری زد.

طبق گفته مهران عبد شاه (مدیر سابق شبکه او آی پی ان) سابقه کیوان عباسی – مدیر فعلی شبکه من و تو و مدیر سابق تلویزیون سیاسی فارسی زبان آزادی- نشان می دهد که وی در برخورد با مجریان شبکه هیچ گونه انعطافی از خود نشان نمی دهد و همین امر موجب جدا شدن مجریان از وی می شود.

برخورد کیوان عباسی با مجریان و کارمندان خود از قبیل بهروز صور اسرافیل و رضا فاضلی موجب شد تا تلویزیون آزادی با شکست مواجه شده و تعطیل شود.

کارشناسان و تحلیلگران بر این عقیده اند که با توجه به کارنامه بد مدیریت شبکه من و تو و اختلافات موجود در آن، این شبکه تا مدت زیادی دوام پیدا نخواهد کرد و به زودی شاهد از هم پاشیدن شاکله اصلی شبکه و تعطیلی آن مانند شبکه آزادی خواهیم بود.

شایان ذکر است مهران عبدشاه، با اشاره به ناکارآمدی شبکه من و تو، آن را به بادکنکی تشبیه کرد که بادش خالی شده است. وی تعطیلی شبکه من و تو1 را مانند من و تو 2 اینگونه پیش بینی کرد: «شبکه من و تو مانند بادکنکی است که به اصطلاح " بادش خالی شده" است. این شبکه یک بادبادک پربادی بود که به سمت بالا حرکت می کرد ولی اکنون باید با استفاده از فوت، این بادکنک را بالا نگه دارند، چرا که کم کم مثل بادکنک آفتاب خورده خالی شده و به سمت پایین سرازیر شده است و شاید در ابتدای کار سر بادکنک را محکم نکرده اند. و همانطور که شبکه "من و تو 2" پس از مدتی بسته شد اکنون نوبت " من و تو1 " می باشد.»

نوشته شده در | ساعت 17:56| توسط گوگوش| |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست

 دانلود آهنگ - قیمت خودرو - قالب وبلاگ